◾رابطه‌ی آگاهانه در دفتر دیجیتال

◾ست‌گادین ۱۶ شهریور ۱۴۰۰



بدبین‌های فضای مجازی می‌گویند که ما نمی‌توانیم کارها را کاملاً به صورت کنترل از راه دور انجام دهیم. چون دستاوردهای تصادفی مفید(serendipity)، در رابطه‌ی شخصی، بسیار مهم‌اند. این همان نظریه‌ای است که ادعا می‌کند حرف‌های خاله‌زنکی در محل کار و برخورد اتفاقی آدم‌ها داخل آسانسور، به تقویت پیوندهای عاطفی می‌انجامد. اتفاقات همزمان شادی‌بخشی مثل گوش‌دادن به یک گفتگو که شما هم حرفی به آن می‌پرانید یا دیدن چیزی در صفحه‌ی مانیتور یک همکار و موردی که برای برگرداندن افراد به دفتر کار ایجاد شده است را نیز به بقیه اضافه کنید.

البته، چیزی که نادیده گرفته می‌شود این است که در هر ساختمانی با ابعاد بزرگتر از ۶۰ متر مربع، شما فقط با بخش کوچکی از افرادی که با آنها کار می‌کنید، برخورد دارید. اگر این افراد در طبقه‌‌ای دیگر یا آن طرف خیابان باشند، میزان دستاوردهای تصادفی مفید در موردشان، درست مثل آن زمانی است که در یک کشور دیگر باشند.

[ اخیراً با یک مدیر عامل حرف زدم که از دست داستان‌های داغ‌شده توسط رسانه‌ها به خشم آمده بود. عصبانیت وی در مورد کسانی بود که حین دورکاری، با حیله‌گری، صاحب دو شغل تمام وقت شده‌اند. ظاهراً اگر شما زمان زیادی را صرف مدیریت تقویم کاری‌تان کنید، تماس‌های Zoom خود را جعل کنید و در ترس زندگی کنید، می‌توانید راهی برای دوشغله‌شدن از طریق دورکاری پیدا کنید. شاید یک‌درهزار موفق شوید. با این حساب، به نظرم بهتر است نگران اختلاس‌گران باشیم. چون اگر کسی برای موفقیت در دو‌شغله‌شدن، تا این اندازه‌ تمرکز می‌کند، احتمالاً می‌داند که بهتر است این همه انرژی را جای دیگری خرج کند. از موضوع دور شدم...]

چالش واقعی این نیست که دورکاری، به نحوی دستاوردهای تصادفی مفید و رازآلود ناشی از برخوردهای انسانی جادویی را در یک دفتر از بین می‌برد. بلکه مسئله این است که دیجیتالی‌کردن روابط، نیازمند ثبت‌نام و تلاش فرد است. اگر با اراده و خواست خودمان انجامش دهیم، واقعاً رابطه‌ی ایجادشده، «بهتر» جواب می‌دهد.

ما می‌توانیم بی‌درنگ با کسانی که هرگز قادر به ملاقات رودررو با آنها نیستیم، بر روی اسنادی که به اشتراک گذاشته‌ایم همکاری کنیم.

ما می‌توانیم یک جلسه‌ی طوفان فکری شش‌دقیقه‌ای فی‌البداهه برگزار کنیم و نتیجه را به صورت یک سند به اشتراک بگذاریم. البته هر زمانی که جرأت آن را بیابیم که افراد درست را در یک پلتفرم درست، دورهم جمع کرده، فرمان حرکت را صادر کنیم.

ما می‌توانیم هر جا گیر کردیم، محتوای صفحه‌ی نمایشگرمان را با کسی به اشتراک بگذاریم و از او راهنمایی بگیریم. آنهم نه با نزدیکترین دوست‌مان بلکه با بهترین افراد در آن زمینه.

و بله، ما می‌توانیم موقع کارکردن، پنج دقیقه را صرف یک گفتگوی دو نفره با کسی کنیم و در مورد چیز خاصی هم صحبت نکنیم.

جادوی واقعی روابط کاری این بود که ما این روابط را بدون تلاش به دست می‌آوردیم. نه به این معنا که آن روابط، بهتر بودند، بلکه صرفاً به این خاطر که نیازی به تلاش‌کردن نداشتند.

ولی آن روابط برای همه و با یک روش، جواب نمی‌داد و در اغلب موارد، نقش‌ها و امتیازاتِ طرفین را در تنگنا قرار می‌داد. آن روابط به طور نامنظم رخ می‌دادند و همیشه در موقع لزوم به آنها دسترسی نداشتیم. این باعث بوجودآمدن لایه‌ی جدیدی از استرس برای خیلی از افراد می‌شد.

نه، ما پیراشکی به اشتراک نمی‌گذاریم ولی اگر تلاش کنیم، بیش از این‌ها را به اشتراک خواهیم گذاشت.




.

Comments

Be the first to add a comment