▪️خیزش دارونماها ▪️ستگادین ۳۰ خرداد ۱۴۰۱
من از طرفداران
دارونماهای مناسب و بجا هستم. آنها اغلب، عوارض جانبی کمی دارند، ارزان هستند و اگر در شرایط درستی به کار گرفته شوند، جواب میدهند. شما میتوانید نگاهی به
حرفهای من در اینباره بیندازید که تاکنون میلیونها بار خوانده شده است.
منظور از دارونما فقط یک مداخلهی پزشکی نیست. هر ابزاری که به کار میبریم تا احساس بهتری در این جهان پیچیده داشته باشیم، یک دارونما بحساب میآید. دارونما نه تنها احساس بهتری به ما میدهد بلکه گاهی اوقات واقعاً فیزیولوژیمان را تغییر میدهد و ما را بهتر میکند. برچسب روی بطری شراب برای برخی افراد، دارونما محسوب میشود( یک شراب گرانقیمت، مزهی بهتری دارد مگر اینکه برچسب از روی آن برداشته شود) و حتی رضایت از
موتور جستجو به طور عمده از داستانی ناشی میشود که ما دربارهی آنچه برای جستجو به کار میبریم روایت میکنیم.
در واقع خیلی از اشکال بازاریابی، تلاشهایی برای ساختن اثرات دارونما هستند.
ولی ما چگونه انتخابشان کنیم؟ چرا سوپ مرغ برای سرماخوردگی، خوب است ولی سوپ گوجهفرنگی و یا سوپ بوقلمون نیست؟
و چرا شاهد افزایش داروهایی هستیم که به تنهایی، علاج همهی بیماریها هستند( و اغلب به ما ضرر میزنند) و شاهد گسترش توطئهها و داستانها دربارهی چیزهایی هستیم که قبلاً بحث دربارهی آنها توسط حقایق و مطالعات مکرر هدایت میشدند.
مغز ما برای اثربخشی یک دارونما نیاز به مانوردادن در عرصههای زیر دارد:
- مسائلی که پیچیده باشند.
- به مرور زمان اتفاق بیفتند.
- مفاهیم عاطفی داشته باشند.
وقتی این شرایط به وجود آمد، ذهن ما بدنبال یک توضیح، یک جای پای محکم و فرصتی برای بهبود اوضاع میگردد.
عامل دیگری که همیشه در اثربخشی یک دارونما درست کار میکند، این است که ما نیاز داریم پیشنهاد آن دارونما را از جانب فرد دیگری که دارونما برای او جواب داده است بشنویم. پیشنهاددادن، به آن پیشنهاد، قدرت میبخشد.
اگر یک فرد تأثیرگذار، در زمان بهبود طبیعی سرماخوردگیاش، سوپ مرغ هم خورده باشد، نسبتدادن این بهبود به سوپ، کار آسانی است. حضور دارونما همزمان با شروع دورهی بیماری، باعث میشود که سوپ را با بهبود بیماری مرتبط بدانیم. بعد میتوانیم بخاطر افزایش اعتماد به نفسمان، ارتقاء موقعیتمان یا بمنظور کمکرسانی سخاوتمندانه برای بهبود سلامتی دوستانمان، این قضیهی سوپ مرغ را به آنها هم بگوییم. برخی از آنها نیز موقع بهبود سرماخوردگیشان، سوپ خواهند خورد که باعث میشود مزیت رقابتی سوپ مرغ برای بهبود سرماخوردگی، نسبت به سایر رقبا بازهم بیشتر شود.
هزار سال قبل، دارونماهای زیادی از هر نوع داشتیم. ما نمیدانستیم چرا خورشید طلوع کرد؟ چرا برف بارید؟ چرا کسی بیمار شد؟ دارونماها پایه و اساس ایجاد احساس خوب در ما بودند ولی با گسترش بکارگیری روش علمی، خیلی از این داستانها کنار زده شد. چون اوضاع را خیلی واضحتر فهمیدیم و چیزهای پیچیده، کمتر شدند.
در ۱۰ سال گذشته یا بیشتر، شاهد رخدادن یک تغییر جهت هستیم.
و مثل همیشه، اینترنت در اینجا عامل تغییر شده است. اینترنت، فرصتی برای افراد فراهم کرده است که ترسها، سردرگمیها و درماندگیهایشان را دربارهی جهان به اشتراک بگذارند. مخصوصاً دربارهی چیزهای پیچیدهای که در طول زمان اتفاق میافتند. جهان پیچیدهتر نشده است ولی ترسها و سردرگمیهای ماست که به طور گستردهتری به اشتراک گذاشته میشوند. این باعث میشود که احساس کنیم اوضاع پیچیدهتر شده است. افراد کمی دربارهی جاذبه وراجی میکنند ولی به راحتی مشاهده میکنیم که همهجا دربارهی رخدادها و روندهایی که کمتر سادهاند، از رازها یا حتی توطئهها حرف میزنند.
اگر کسی یک دارونما را به عنوان درمان یا مُسکن یا یک معیار فرهنگی پیشنهاد دهد، ممکن است توسط دیگران به کار گرفته شود. عدهای متوجه حضور آن دارونما همزمان با بهبود اوضاع میشوند که این باعث میشود ارزش آن دارونما بیشتر شود. صرفاً بخاطر همین همراهی، نه به این خاطر که مثل ویتامین سی برای درمان بیماری اسکوروی جواب میدهد.
دارونماهایی که بدون عوارض جانبی برای ما آرامش و صبر به ارمغان میآورند، معجزه میکنند. افسوس وقتی از دارونماها در جایی استفاده میکنیم که بهتر است یک اثربخشی مستقیم در آن داشته باشیم، مرتکب اشتباهی میشویم که برای خود و اطرافیانمان گران تمام میشود.
.