. سرگذشت ارامگاه حافظ؛ طراح بنای آرامگاه حافظ کیست؟ . آندره گدار (André Godard)، معمار فرانسوی و طراح آرامگاه حافظ، در سال ۱۸۸۱ در فرانسه متولد شد. او پس از فارغالحصیلی در دانشکدهی هنرهای زیبای پاریس در رشتهی معماری و باستانشناسی، به معماری شرق و به خصوص ایران علاقهمند شد و تحقیقات خود را در این زمینه پیگیری کرد. . آندره گدار سهم زیادی در معماریهای معروف و زیبای ایران دارد. علاوه بر طراحی آرامگاه حافظ، طراحی و سرپرستی موزهی ایران باستان، سعدی در شیراز، طرح ساختمان کتابخانهی ملی ایران و ساختمان سهگوش و قدیمی دانشگاه جندیشاپور اهواز از مهمترین طراحیهای این معمار در ایران به شمار میروند. . این باستانشناس در زمان جنگ جهانی دوم که فرانسه به اشغال آلمان درآمده بود، به عنوان نمایندهی کمیتهی ملی فرانسه در ایران برگزیده شد. او در سالهای حضورش در ایران به شدت به آثار تاریخی و معماری ایران علاقهمند شد و با همکاری همسرش، در هشت جزوه این آثار را به طور تفصیلی به زبان فرانسه برای استفادهی محققان و پژوهشگران غربی معرفی و تدوین کرد. . علاقه به ایران و معماری شرق باعث شد این باستانشناس در سال ۱۹۲۸ به استخدام دولت ایران دربیاید و در ساختمان موزهی ایران باستان و موزهی دانشگاه تهران، مشغول به فعالیت شود. او در دورهای که مدیریت ادارهی باستانشناسی ایران را برعهده داشت، موفق شد آثار تاریخی بسیاری را از مناطق مختلف جمعآوری و ترمیم و فهرستی از آثار ملی ایرانی را تنظیم کند. سه تپهی تاریخی «سلیمانتپه»، «زیرز» و «مازیر» از نخستین آثار ملی ایران بودند که توسط این معمار فرانسوی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدند. . او در طول اقامتش در ایران فعالیتهای بسیاری را در زمینهی معماری و باستانشناسی انجام داد. انتشار نشریهی باستانشناسی، ریاست و استادی در دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران و تعمیر مسجد جامع شیراز، مسجد شاه اصفهان و مسجد شیخلطفالله از جملهی این فعالیتها هستند. . آندره گدار در سال ۱۹۶۵ در پاریس درگذشت. . ۶۵ سال از درگذشت حافظ میگذشت که اولین عمارت گنبدی شکل، توسط وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی، حاکم فارس، بر فراز مقبرهی حافظ ساخته شد. این عمارت در طول سالها و با عوض شدن حکومتها، بارها مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. شاهعباس صفوی، نادرشاه افشار و کریمخان زند از حاکمانی بودند که مقبرهی حافظ در زمان حکومتشان بازسازی شد. . کریمخان زند اولین کسی بود که دستور داد بر روی قبر حافظ، سنگی مرمرین قرار دهند. در روی این سنگ، دو بیت از غزلهای خود حافظ توسط حاجیآقاسی بیکافشار، نستعلیقنویس آذربایجانی نوشته شد. . آنچه که امروز به عنوان آرامگاه حافظ در شیراز وجود دارد، بنای ساخته شده در سال ۱۳۱۴ شمسی است. در آن سال علیاصغر حکمت، وزیر فرهنگ وقت با همکاری علی ریاضی، رییس فرهنگ استان فارس و با نظارت علی سامی، محقق، باستانشناس و استاد دانشگاه، طرحی را که آندره گدار، ایرانشناس و معمار فرانسوی پیشنهاد کرده بود، روی آرامگاه حافظ پیاده کردند. در ساخت این آرامگاه از معماری دورهی زندیه الهام گرفته شده است. . حافظیه . کار اتمام بنای آرامگاه در سال ۱۳۱۷ به پایان رسید. در این بنا که از ذوق و هنر هنرمندان ایرانی بهرهی بسیار برده است، از کاشیکاریهای معرق در سطح زیرین گنبد استفاده شده است. همچنین در خود سازهی گنبد از رنگهای مختلف عرفانی مانند آبی فیروزهای (نماد بهشت)، سرخ ارغوانی (نماد شرابازلی)، سیاه و سفید (نماد شب و روز) و قهوهای سوخته (نماد خاک) بهره گرفته شده است. . سنگ مزار حافظ تلفیقی از چند هنر تجسمی است. در این بنا معماری، خوشنویسی، کاشیکاری و حکاکی به طرز زیبایی در کنار هم قرار گرفتهاند. . آخوندی که سه بار آرامگاه حافظ را ویران کرد! . ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می رود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﺎﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ . ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺮﻣﯿﺨﯿﺰﻧﺪ. . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮﯼ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ : ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ، ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ، ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ . ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ ﻣﯽ ﺍﻓﮑﻨﻨﺪ . ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ " ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ " ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ. . «ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ» ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺩﻭﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﻭﻥ - ﺟﻠﺪ ﺳﻮم