🔸چگونه ورود دولتها برای حل برخی معضلات، به بدترشدن آن معضل میانجامد؟
▪️متن زیر برگرفته از صفحهی توییتری «فلات ایران» را بخوانید.
▪️ سال ۱۳۸۷ قانون نوشتن که برای سگهای بیسرپرست پناهگاه راه بندازن و سگها رو زندهگیری کنن، ببرن تو پناهگاهها. کمی رسیدگی کنن، سالمترها رو عقیم و بعد براشون سرپرست پیدا کنن. سگهای مریض هم یوتانایز (مرگ آسان) کنن. از این تاریخ میرشکارها کنار گذاشته شدن و کار به دست پیمانکارها افتاد. همهی قسمتهای دستورالعمل تقریبا اجرا میشه به جز اون بخش آخر، چرا؟
چون یوتانایز یعنی سگِ کمتر! سگِ کمتر هم یعنی آجرشدن نون پیمانکار. یه کاسبی راه افتاد که هر چی سگ بیشتر، نونش هم چربتر. یواشیواش یه عده افتادن به ساخت قفس و طویله و اسمش رو هم گذاشتن پناهگاه! سگهای بدبخت رو میگیرن، از هر ۱۰۰ تا ۴ تاشون رو عقیم میکنن و دوباره تو بیابون آزاد میکنن؛ چند وقت بعد دوباره میگیرن تا صورت وضعیت بدن! و روز از نو، روزی از نو! یه نوندونی چرپ جور شده.
سگهای هر منطقه صاحب خودشون رو دارن. حتی از همدیگه سگ میدزدن. کار به تولهکشی کشیده. این همه سگ غذا هم میخوان. زرنگترها پناهگاهشون رو نزدیک مراکز دفن پسماند میزنن. اونجا پر از غذاست. شماره حساب هم میدن و مردمِ ازهمهجا بیخبر براشون پول واریز میکنن! رقابت سر سگها بالا گرفته. یه عده گردنکلفت شدن و مافیا شکل گرفته. با شعار «حیوان دوستی» شروع کردن به وانتوانت غذا دادن به سگهای نگونبخت بیابون؛ سگها هم که شکمشون سیر شد، تا تونستن زاییدن! توله پشت توله. جمعیت تو این چند سال ترکید و به بالای ۳میلیون رسیدن. متاسفانه یک جنبش عظیم غذارسانی به سگهای ولگرد و بیسرپرست راه افتاده. ما با یک لشکر طرفیم! آمار سگگزیدگی از ۲۰۰هزار در سال گذشته و غذارسانی به سگها به یک ایدئولوژی تبدیل شده. جهالتی مدرن که علاوه بر زیستشناسان حفاظت، نیاز به ورود روانشناسان و حتی کارشناسان جرایم سازمانیافته دارد. ماجرای سگهای بیسرپرست ماجرای حیوانی اهلیست که به آفت و گونه مهاجم تبدیل شده. گونههای مهاجم به ویژه سگهای ولگرد و بیسرپرست یک معضل جهانی و سومین دلیل انقراض حیات وحش در جهان بشمار میان. مقصر اصلی این وضعیت هم مردم نیستن، مسئولینی هستند که بهجای حمایت از افرادی که سرپرست سگها هستند، باهاشون میجنگند.
📎 @nejatbahrami