🖋 گیجی و سردرگمی، جزء جداییناپذیر تدوین هر داستان واقعی-تخیلی است. از یک سو، هر داستان تخیلی، ریشه در واقعیت دارد و از سوی دیگر، هر داستانی، صرفنظر از اینکه تا چه حد «حقیقت» داشته باشد، خود یک دروغ است، زیرا بسیاری چیزها را از قلم میاندازد. در هر یک از داستانها، جزئیات عادی و روزمرۀ رویاروییهای درمانی را حذف کردهام. این قیچی کردنها، نه تنها لازمۀ هیجانبخشی به اثر است، که ژرفبینی را نیز در خواننده برمیانگیزد. به قول نیچه باید بر بسیاری چیزها نابینا شویم تا بتوانیم یک چیز را ببینیم. بنابراین برای آشکار کردن حقیقت نهفته، باید آنچه را موجب حواسپرتی و پرتاندیشی میشود زدود. تنگ کردن حیطۀ توجه بر هستۀ اصلی قصه، همیشه برای بهتر دیدن است، در جهت دستیابی به بینشی روشنتر و ژرفتر.
📚 از مؤخرۀ کتاب «مامان و معنی زندگی»، نوشتۀ اروین یالوم
📚@philosophycafe