از کودکی به ما یاد داده اند که اشتباه را نپذیریم تا ملامت نشویم. شکست و اشتباه را باید کالبد شکافی کرد. اگر ریشه اشتباه را کشف نکنیم و به تشخیص های سطحی مثل اینکه :" شکست خوردیم چون فلان دستورالعمل را دقیقا رعایت نکردیم" اکتفا کنیم چیز زیادی یاد نمی گیریم. سازمان باید فرهنگ پذیرفتن و یادگرفتن از اشتباه و شکست را داشته باشد. هراشتباهی استحقاق تنبیه وسرزنش ندارد. مثلا اگر یک کارگر ساعی و کاربلد در پایان یک شیفت کاری طولانی و خسته کننده خطائی بکند شاید مقصر کسی است که او را در این شرایط قرار داده است. به نظرتان چند مورد از اختراعات و اکتشافات بشر بدون شکست های مکرر قبلی به نتیجه رسیده است؟ وقتی شکست ها و اشتباهات با ارزش را نکوهش می کنیم کسی آنها را افشاء و گزارش نمی کند لذا فرصت یادگیری از آنها را از دست می دهیم. " سکوت سازمانی" یکی از پیامدهای منفی برخورد نامناسب ما با اشتباهات است. گاهی ما با هدف توسعه دانش، بهبود روش یا امکان سنجی اجرای یک ایده جدید راه و روش جدیدی را تجربه می کنیم که به طور طبیعی احتمال شکست و اشتباه دارد و ممکن است با نتایج غیر منتظره روبرو شود. باید از این اشتباهات استقبال و حتی از آنها تمجید کرد. کارکنان باید برای گزارش کردن اشتباهات " احساس امنیت " و برای یادگیری از آنها " احساس مسئولیت " کنند.