در بسته شد به ناگهان
یک عده پشت در ماندند
با مشت های بیهوده
با سکه های فرسوده
آنان که می دویدند و فریاد می کشیدند
فروماندند
آنان که روی سکوی سکوت می نشستند
به آسانی گذشتند
یک عده می دویدند
و پشتشان به در بود!
عمران صلاحی
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing