✳️ سرمایه اجتماعی، موتور محرّکه توسعه یافتگیجواد راستی ، پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
✅ اگر توسعه را به میزی تشبیه کنیم که روی چهار پایه استوار است، میتوان این پایهها را: سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعي و سرمایه نمادین تلقّی کرد که نگهداشتِ سقفِ این پدیده (یعنی توسعه)، نیازمند وجود هر چهار پایه آن است.
بررسی ماهیّت و کارکردِ این چهار رُکنِ توسعه، در این مقال نمیگنجد. لذا در ادامه به بررسی مفهوم و علل كاهش سرمایه اجتماعی که یکی از ارکانِ توسعه محسوب میشود، پرداخته می شود و اهمیتِ اعتماد و مشارکتِ مدنی مورد بررسی قرار داده می شود.
بی حرمت شدن قانون توسط مقامات حکومتی ، بی ثباتی سیاسی و اقتصادی ، تغییرات مداوم قواعد و رویه های رسمی ، فساد مقامات ، تبعیض هایی که حکومت میان گروه های مختلف شهروندان روا می دارد، بی صداقتی مسئولان ، اقداماتی که موجب شکاف بین جامعه و حکومت یا بین گروه های اجتماعی و حتی بین افراد می شود، فریب کاری های آشکار مقامات و سیاستگذاران ، سوء استفاده از ارزش های اخلاقی و اجتماعی و دینی و نظایر اینها اقداماتی هستند که زمینه های تضعیف سرمایه اجتماعی را از سوی حکومت فراهم می آورد.
در سالهای اخیر از سرمایه اجتماعی، به عنوان زیر بنای رشد و توسعه اقتصادی هر جامعه یاد میشود. بانک جهانی، سرمایه اجتماعی را به عنوان “ثروت نامرئی یک کشور” در نظر میگیرد و آن را در برگیرنده نهادها، روابط و هنجارهایی میداند که تعاملات اجتماعی را شکل میدهند.
نتایج نشان دهنده این است که در کشورهای با سرمایه اجتماعی بالا؛ شاخصهای حکمرانی خوب، دسترسی به اینترنت، میزان ثبتنام در آموزش عالی و نرخ مشارکت زنان اثر مستقیم و معنیداری بر رشد اقتصادی دارند و شاخص فساد اثر منفی بر رشد اقتصادی دارد.
در کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین شاخص فساد، اثر منفی و معنیدار بر رشد اقتصادی دارد. شاخصهای حکمرانی خوب و نرخ مشارکت زنان برای کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین، بی معنی بوده و اثر دسترسی به اینترنت بر رشد اقتصادی کشورهای با سرمایه اجتماعی پایین، منفی و معنیدار و اثر میزان ثبتنام ناخالص درآموزش عالی مثبت و معنیدار میباشد.
تعاریف مختلفی از سرمایه اجتماعی بیان شده است که فصل مشترک و جامع آنها را در تعریف زیر میتوان گنجاند: سرمایه اجتماعی، پتانسیل نهفته در روابط میان افراد و گروههای یک جامعه است که باعث انجام صحیح تر و بهتر کارهای آنها میشود.
به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی بهعنوان یک متغیر نهان، مجموعهای منسجم از هنجارها، روابط، تعهدات و ارزشهای مادی و معنوی یک جامعه است که از طریق مولفههایی همانند اعتماد، صداقت، تعهد، مشارکت، تلاش مستمر و عدالت، قابل شناسایی و ارزیابی است. اگر سرمایه اجتماعی در یک جامعه از وضعیت مناسبی برخوردار باشد، مردم به یکدیگر و به سازمانها و نهادها اعتماد میکنند و از این طریق امورات آنها با کارآیی بیشتری پیش میرود. اگر این اعتماد و انسجام بین مردم و دستگاههای دولتی کمرنگ باشد، در روابط اجتماعی و عملکرد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه اختلال به وجود میآيد.
براساس یافته های علمی و پژوهشی معتبر، سرمایه اجتماعی در ایران در حال کاهش است و وضعیت چندان مناسبی ندارد. در دهه پنجاه سرمایه اجتماعی در ایران در حال کاهش بود، ولی با وقوع انقلاب اسلامی روندی افزایشی پیدا کرد و بر میزان آن افزوده شد. اما با پایان جنگ، روند کاهشی سرمایه اجتماعی آغاز شد و از ابتدای دهه هفتاد تاکنون ادامه یافته است. متاسفانه در سال های اخیر نیز بر شتاب کاهش آن افزوده شده است. افزایش چشمگیر چکهای برگشتی، افزایش پروندههای دادگاهها و افزایش طلاق، برخی از پیامدها و نشانههای کاهش سرمایه اجتماعی در ایران هستند. در شرایطی که سرمایه اجتماعی وضعیت مطلوبی نداشته باشد مردم به یکدیگر و مهمتر از آن به نهادهای اجرایی اعتماد نمی کنند. بنابراین حرف مسئوولان را در تصمیمگیریهای خود دخیل نکرده و در اقداماتی که برای توسعه و آبادانی کشور انجام میشود مشارکت فعالی نمیکنند. نتیجه طبیعی این اتفاقات این خواهد بود که دیگر مردم منافع گروهی را بر منافع فردی ترجیح نداده و اولویت را منافع فردی و شخصی قرار می دهند.
لينك كامل مقاله؛
https://eghtesadepooya.ir/?p=50247