تاريخچه نظريه ريسمان(بخش دوم)
در دوره اينشتين گرانش و الكترومغناطيس تنها نيروهاي بودند كه مي شناختند و در نتيجه كافي بود همين دو نيرو را متحد كنند و اولين فردي كه توانست اين كار را انجام دهد رياضيدان آلماني به نام تئودور كالوزا بود. ايده كالوزا ساده بود همانطوري كه اينشتين با اضافه كردن يك بعد و تعريف فضا-زمان چهار بعدي موفق شد گرانش را توضيح دهد كالوزا نيز با تعريف بعد پنجم براي فضا-زمان دسته اي از معادلات تنسوري (براي تعريف مقادير در ابعاد بالاتر از تنسور استفاده مي كنند) را بدست آورد كه همزمان معادلات ميدان اينشتين و معادلات ماكسول را توصيف ميكرد.
كالوزا بعد از اين اكتشاف بسيار هيجان زده شد و احساس كرد نظريه همه چيز را پيدا كرده است اما كم كم سر و كله نيروهاي جديد (هسته اي ضعيف و قوي) و ذرات جديد (ذرات مدل استاندارد) در فيزيك پيدا شد كه كالوزا آنها در نظر نگرفته بود و همين باعث شد اين نظريه به فراموشي سپرده شود تا اين كه نظريه ريسمان متولد شد.
@science_fun