⭕️داستان دو سخنرانی
♦️کنست، مجلس اسرائیل، مثل بسیاری پارلمانهای جهان این سنت را دارد که به نمایندگان تازهمنتخب اجازه میدهد سخنرانی آغازینی بیوقفه و طولانی داشته باشند. برای بسیاری این فرصتی است تا از این بگویند که انگیزه خود را از کجا میگیرند و پنجرهای به سوی قلب و افکار خود بگشایند. در میان سخنرانی نمایندگانی که ماه پیش برای نخستینبار برای مجلس انتخاب شدند دو سخنرانی بیش از همه به چشم میآمد: اولی سخنرانی گالیت دیستال اعتباریان از حزب راستگرای لیکود. دیگری سخنرانی ابتسام مراعنه از حزب چپگرای کارگر.
♦️خانم اعتباریان سخنرانی خود را با یاد زندگی پدر و مادرش در اصفهان پیش از مهاجرتشان به اسرائيل آغاز کرد. او از خاطرات والدینش گفت که بارها قصه تلخ رفتن به بازار را برایش تعریف کرده بودند: آنها چون یهودی بودند اجازه دست زدن به اقلام بازار را نداشتند، چرا که شرع حاکم آنان را «نجس» میدانست. همین بود که حتی موقع دست زدن به خیارهای بازار هم باید حواسشان میبود که نگاه فروشنده پرت باشد. اگر گیر میافتادند دوان دوان از بازار میگریختند. خانم اعتباریان از این گفت که این باعث پا گرفتن روحیهای خاص در او شده؛ روحیهای که میخواهد در بازار به همه چیز دست بزند و احساس نجس بودن نکند.
♦️برای مخاطبان اسرائیلی این دقیقا همان تصویری است که پیش از این از ایران و زندگی یهودیان در ایران شنیدهاند. شکی نیست که این تجربه برای والدین خانم اعتباریان مصیبتی دردآور بوده است. اما آیا این تنها تصویر آنها از زندگی در ایران بوده؟ آیا میتوان تجربه نسلها زندگی یهودیان در ایران را با این داستان بازار خلاصه کرد؟ بیشتر مخاطبان اسرائیلی تنها قصههایی اینچنینی از ایران میشنوند که حتی کنجکاوی آنها برای بیشتر دانستن راجع به ایران را هم تقویت نمیکند. بهترین پاسخ به خانم اعتباریان را یک اسرائیلیِ ایرانیتبار دیگر داد: مژگان (اورلی) نوی، نویسنده اسرائیلیِ متولد ایران که در ستون خود در نشریه عبریزبان «فراخوان محلی» از زندگی پدربزرگها و مادربزرگهای خودش گفت که آنها هم در اصفهان بزرگ شدند و قصههای اینچنینی داشتند. خانم نوی اما از این گفت که این قصههای تلخ تنها بخشی از تجربههای بیشمار آنها بوده و هرگز بر عشقشان به کشور و زبان و سنتشان سایه نینداخته؛ از عشق به مرتضی نیداوود تا مدرسه یهودیها. خانم نوی در ضمن به تحولاتی اشاره کرد که جامعه یهودیان ایران در سالهای حکومت محمدرضا شاه پهلوی (از دهه ۱۹۴۰ تا دهه ۱۹۷۰) از سر گذراند تا به پذیرش اجتماعی بیشتری برسد. خلاصه اعتراض خانم نوی این بود که چرا اعتباریان تمام هویت یهودی-ایرانی خودش را به مقابله با یهودستیزی و انگِ «نجاست» فرهنگ غالب تقلیل داده است.
ادامه مطلب…