کالایی برای دکانداران دین
به آیاتی چند از کلامالله مجید، در
تصویر بالا توجه فرمایید:
از مفاد این آیات میشود دو اصل را بهخوبی نتیجه گرفت:
۱- خداوند برای هر قومی، پیامبری از میان خودشان میفرستد.
۲- خداوند، قرآن را به زبان عربی برای مردم عربزبان فرستاده و در آن موضوعات را به سادگی بیان کرده تا آن را بفهمند و خداوند بتواند دربارهی قرآن از آنان سوال کند.
این دو اصل کاملا منطبق با هدف کلی فرستادن پیامبران برای هدایت بشر هستند؛ بهخصوص وقتی میدانیم که پیامبر تنها واسطهی رساندن کلام خدا به مردم است و عمر جاودانه ندارد. آیات متعددی از قرآن هم مؤید این نکته است؛ مانند فصلت-۶، الشورى-۵۱، الكهف-۱۱۰، إبراهيم-۱۱ و الأنبياء-۳۴.
از اصل
اول بهوضوح میتوان دریافت که
اسلام دینی است مخصوص عربها، چون پیغمبرش عرب است و قرآن هم به زبان عربیست!
خود پیغمبر اسلام هم انتظار نداشت و تلاش نمیکرد برای اینکه کسی غیر از اعراب را مسلمان کند!، بخصوص مو قعی که در مکه بود. البته آن گونه که در روایات هست، در زمانی که در مدینه استقرار یافت، نامههایی به سه تن از سران ممالک بزرگ آن روز نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد؛ که این دعوت هم در چارچوب رسالتش نبود و در هیچ جای قرآن هم به او چنین دستوری داده نشده است. توضیح بیشتر
👈 https://t.me/TanzeTalkh2/818 👉اما بعد از پیغمبر، عمر (له) با لشکرکشیهایش، اسلام را به سرزمینهای غیر عربزبان
گسترش داد، در حالی که هنوز قرآن بصورت نوشتههای پراکندهای بر روی پوست یا استخوان کتف شتر، نزد کاتبان وحی نگهداری میشد.
اما دربارهی اصل
دوم:
اگر بر این باور باشیم که قرآن کتابی آسمانی است که برای هدایت بشر، بر پیغمبر نازل گردیده است؛ منطقی است که آیات قرآن بهقدری ساده باشند که برای عموم مردم، بدون نیاز بهتفسیر، قابل فهم و درک باشد.
اگر قرآن را به فارسی مطالعه کنیم بهطور ملموس متوجه میشویم که بسیاری از آیههای قرآن سادهتر از آن هستند که نیاز به تفسیر داشته باشند، ولی از آنجا که تعداد قابل توجهی از آیات هرکدام به مناسبت واقعهای و یا نهی از رسم و سنتی (که به آن شأن نزول میگویند) نازل شدهاند، فهم آن آیات بدون اطلاع از آن واقعه یا سنتها دشوار است.
مثلاً در آیهی ۱۸۹ سوره بقره میخوانیم: «... و نيكى آن نيست كه از پشت خانهها درآييد! بلكه نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند و به خانهها از در [ورودى] آنها درآييد و از خدا بترسيد باشد كه رستگار گرديد». که جملاتی گنگ و بیمعنی بهنظر میرسند، اما وقتی شأننزول آن را از تفسیر المیزان میخوانیم، عبارت کمی قابل درک میشود: «...جماعتي از عرب جاهليت رسمشان چنين بوده كه چون براي زيارت حج از خانه بيرون ميشدند ديگر اگر در خانه كاري ميداشتند (مثلا چيزي جا گذاشته بودند) از در خانه وارد نميشدند، بلكه از پشت ديوار را سوراخ ميكردند و از سوراخ داخل ميشدند. اسلام از اين معنا نهي كرد و دستور داد از در خانهها درآيند.. (ترجمة الميزان ج ۲ ص ۸۱)».
اما دکانداران دین، بر خلاف این اصل روشن و منطقی، قرآن را معجزهی پیامبر میدانند و آن را کتابی رمزآلود و شگفتانگیز جلوه دادهاند. در حالی که در هیچ جای قرآن به معجزه بودن قرآن اشارهای نشده است. این دکانداران و متولیان دین، بهعنوان جانشینان خودخواندهی پیامبر، مردم را به این باور رساندهاند که از مطالب قرآن بدون تفسیر و توضیح این دکانداران (بهقول خودشان، متخصصان دین)، نمیشود چیزی سر در آورد و بهقول خودشان؛ قرآن را نمیشود تفسیر به رأی کرد. برخی از آنها حتی اجازهی خواندن قرآن بهغیر از زبان عربی را جایز نمیدانند.
https://t.me/TanzeTalkh2/1543