با آن که امروز مصادف با وفات حضرت صادق و تعطیل بود، بازهم شرفیاب شدم. شاهنشاه را در دو مورد نگران یافتم، یکی در مورد سلامتی خودشان و دیگری کنفرانس ابوظبی که برای بررسی طرح عربستان سعودی جهت تقلیل قیمت نفت از کشورهای نفت خیز خلیج فارس تشکیل شده است. در مورد سلامتی خودشان عرض کردم این موضوع آلرژی پا و آلات تناسلی شاهنشاه چیز مهمی نیست، من هیچ نگرانی ندارم، ولی مهم این است که شاهنشاه را باید از دست این اطباء ایرانی که متأسفانه همان چیزی را که مدرسه خوانده اند مورد عمل قرار می دهند، تازه اگر آن را هم فهمیده باشند، نجات بدهم. نه تنها این کار را باید بکنم، شما باید در دست زیده ترین پزشکان جهانی باشید، با مزاج شاه که نمی شود شوخی کرد. من فلینگر اتریشی را که یک شارلاتان هم هست قبول ندارم. حالا که دونفر میلیز و ژان برنار شاهنشاه را معاینه کرده اند و کاملاً وارد بر احوال شما هستند یک پروگرام مراقبت دقیق باید تهیه بکنند، چه شما بخواهید و چه نخواهید. چون خیلی قوی و منطقی عرض کردم قبول فرمودند و قرار شد من پرفسور صفویان را که هم مذهبی و هم ناسیونالیست و هم طرف اعتماد آنهاست، بفرستم که این برنامه را تهیه کنند.{پاورقی👇🏼} قبول فرمودند.

{پاورقی}: هدف علم این بود که دست دکتر کریم آبادی پزشک مخصوص شاه را کوتاه و پرفسور صفویان را عملاً جانشین او کند و در این امر نیز موفق شد. پزشکان فرانسوی معالج شاه، از بی سوادی ایادی در حیرت افتاده و صریحاً خواسته بودند درمان شاه زیر نظر مستقیم پروفسور صفویان صورت گیرد.

📚#خاطرات_اسدالله_علم
🖌#امیر_اسدالله_علم
جلد 4 & صفحۀ 239 و 240
تهران، کتاب سرا
ویرایش از #علینقی_عالیخانی
یکشنبه & 1353/8/19
#نوزدهم_آبان

Comments

Be the first to add a comment