اصلاحطلبان ــ این توابین رنگارنگِ برآمده از چپ، مجاهد خلق و ملیـمذهبیها ــ نه یک جریان منتقد، بلکه مغز متفکر پیروزی شورش ۵۷ و ستون فقرات تداوم جمهوری اسلامی بودهاند؛ جریانی که ۴۷ سال تمام، با هر ابزار ممکن، بقای این نظام را تضمین کرده است.
از شکافانداختن میان مردم، انحراف و خاموشسازی اعتراضات، تا قربانیسازی، زندانسازی و صادرات چهرهها؛ لشکری از کتوشلواریهای «معتبر»، جایزهبگیرها و رسانهنشینها، که با پولهای دزدیدهشده از سفرهی ملت، در رسانهها نفوذ کردند، به سیاستمداران کشورهای مختلف دسترسی یافتند و مأموریتشان را پیش بردند: سفیدشویی جنایات جمهوری اسلامی.
اینها سالهاست که آگاهانه میکشند؛ از کشتار بهترین فرزندان ایران در ۵۷ آغاز کردند و این زنجیرهی خون هنوز ادامه دارد. هر بار با چهرهای تازه: «زندانی سیاسیِ تقلبی»، «محصور نمایشی»، «روشنفکر جایزهای» یا «صادراتی رسانهای»؛ کسانی که بر مسند روشنفکری نشستند، ملت را تحقیر کردند و مردم را به خانه فرستادند تا جمهوری اسلامی بماند و خودشان، دوشادوش اصولگرایان لات، از سفرهی انقلاب بهره ببرند.
اما ۱۸ و ۱۹ دی پرده را کنار زد. نشان داد که ایران، بزرگتر از هر ایدئولوژی، فراتر از هر ترفند و دروغ است. وقتی اصلاحات فرو ریخت، نقابها هم افتاد؛ حالا تهدید را علنی میکنند، ملت را به نسلکشی میترسانند و پیامشان را بیپرده میگویند: «مرگ، سرنوشت کسانیست که به اصلاحات امید ندارند.»
ای دشمنان ایران، اصلاحات شما سالها پیش مرده است: در شعلههای سینما رکس آبادان، بر بام مدرسهی رفاه، در اعدامها، در جنگ هشتساله، در ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱.
و امروز، انقلاب ملی ۱۴۰۴ آمده است؛ نه برای بزککردن ۵۷، نه برای ترمیم جمهوری قتل و غارت، بلکه برای براندازی کامل آن.
این راه، راه رهایی ایران است و تا آزادی، از پای نخواهد نشست.