جورج و لنی، دو کارگر مهاجر، در روزگاری سخت در جستوجوی کار و رؤیای داشتن خانهای کوچک و زندگی مستقل هستند. جورج باهوش و مراقب است و لنی، با وجود جثه بزرگش، ذهنی ساده و قلبی مهربان دارد. اما در جهانی بیرحم که جایی برای آدمهای متفاوت باقی نمیگذارد، رؤیاها همیشه آنطور که انتظار داریم به حقیقت نمیپیوندند.
✍️ درباره کتاب و نویسنده: جان اشتاینبک، نویسنده آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات، این رمان کوتاه را در سال ۱۹۳۷ منتشر کرد. او در این اثر از تنهایی، دوستی، فقر و رؤیاهای ازدسترفته انسانها میگوید.
💔 گاهی تلخترین تراژدی زندگی این است که آدمها برای رسیدن به رؤیاهایشان تلاش میکنند، اما دنیا فرصت تحقق آنها را به همه نمیدهد.