▪️مشتریان خود را انتخاب کنید▪️ ستگادین | سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۲
مشتریان خود را انتخاب کنید تا آینده خود را انتخاب کنید.
اینطور فکرکردن به پروژه، شغل و استارتاپ، روش عجیبی است اما چیزهای کمی وجود دارند که اهمیتشان بیشتر از این موضوع باشد.
در اینجا دو عنصر کلیدی وجود دارد:
۱- برای جذب مشتریان جدید چه چیزی لازم است؟
۲- مشتریانی که دارید، چقدر روی روند و نتایج کار شما کنترل دارند و چه چیزی آنها را خوشحال میکند؟
در یک انتهای طیف، سالهای ابتدایی رشد گوگل قرار دارد. آن زمان، نیروی فروش اهمیتی نداشت. مشتریان خودشان ظاهر میشدند و موتور درآمد آنقدر قدرتمند بود که به راحتی جایگزین میشدند. فراتر از آن، نیازهای مشتریان با چشمانداز گوگل همسو بود.
این را با یک طراح فضای بیرون خانه مقایسه کنید که یک کسبوکار جدید در یک جزیره کوچک راهاندازی میکند. جذب مشتری برای او یک چالش است، زیرا همه ساکنینی که میخواهند یک طراح داشته باشند، قبلاً استخدامش کردهاند. او برای اینکه نظر مشتریان را به سمت خودش تغییر دهد کار سختی در پیش دارد. سپس، مشتریانی که به دست میآورد، ممکن است چیزی غیرممکن از او بخواهند و در عین حال، امیدوارند که تاحد امکان، هزینهی کمتری هم بپردازند. و بدتر از اینها، ممکن است مشتریان، (بطور نامناسبی) از بدرفتاری با فروشندهای که روی او احساس قدرت میکنند، احساس رضایت داشته باشند.
هدف، داشتن کسب و کاری است که در آن، مشتریان به شما این امکان را میدهند تا سازمان دلخواهتان را بسازید. به امیدِ یافتن و خدمترسانی به مشتریان جدید. ایجاد سازمانی که با دستیابی به موفقیت در مورد مشتریان اولیه، بتواند حرکتی ایجاد کند که مشتریان بیشتری جذب کند و موفقیت بیشتری بدست آورد.
اولین کاری که در هنگام فکرکردن به شروع یک پروژه باید انجام دهید، قبل از سرمایهگذاری در طراحی سیستم، زیرساخت یا تامین ابزارهای فانتزی، تمرینِ جذب مشتری است. دومین کاری که باید انجام دهید این است که بفهمید روش خوشحالکردن یا ناامیدکردن آن مشتریان چگونه است؟
جذب مشتری، تنها وجه مشترک همه سازمانهای موفق است.
.