در مسیر انقلاب لهستان، وقتی کارگران کارخانهٔ کشتیسازی دست به اعتصاب زدند، یک اعتصاب صنفی بود، و میتونست یک اعتصاب صنفی باقی بمونه، اما «موقعیت به درستی و به موقع درک شد» و عاملی بود برای اینکه تمام لهستان وارد اعتصاب بشه و خواستهها تبدیل به خواستههای ملی شد. اعتصابات سراسری دو معنی داره: اول اینکه جامعه به این باور میرسه که میتونه کنشگر و تعیین کننده باشه. و دوم اینکه بزرگترین تمرین برای اتحاده.
امروز در ایران؛ کامیونداران اعتصاب کردهاند. همینطور که قبلتر پرستاران و قبلتر طلافروشان و قبلتر صنفهای دیگه. اما هرگز این چرخه به همدیگه وصل نشده و خواستهها به سطح ملی نرسیده. چون هماهنگی و سازماندهی وجود نداره. اما این تمام ماجرا نیست و نمیشه مدام برای فرار از مسئولیت ازش استفاده کرد. اینجا هیچکدوم از اینها حتی تبدیل به موج رسانهای هم نشدند. تا زمانی که به این درک نرسیم باید حمایت کنیم و با همین حمایت؛ اینها رو تبدیل به «حرکت ملی» کنیم، و این حرکت ملی رو که تبدیل به «فشار اجتماعی» میشه؛ مثل چماق بکوبیم تو سر حکومت، این موقعیتها مثل همیشه از دست خواهد رفت. #اعتصابات_سراسری #اعتراضات_سراسری