وقتى خرافه در وطن جاى خرد را پر نمود
وقتى كه شيخ انديشه را از ذهن هاى ما ربود
نابود شد تاريخ ما تاريك شد اين سرزمين
بيدار شو اى هموطن بايد كه اين غم را زدود
در پيچ و تاب زندگى ما را بخواب افكنده اند
خود كاوه باش اين خاك رابر بُت نكن بيخود سجود
آواز ده فرياد را پرواز ده انديشه را
از نو بيا همدل شويم بى شك كه ظلم آيد فرود
اين خاك مى لرزد زغم هر روز مى گريد وطن
از بس چپاول كرده اند اين حاكمان بى وجود
با آب و خاك كشورم ظلم مى شود مثل مغول
از دست اين ضحاك بد صد مثنوى بايد سرود
يك انقلاب بى هيچ دگرگونى فقط تكرار فقر
اين سرزمين مادرى از درد مى گردد كبود
(احمدى.م)
@SepehrAzadi