This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتى خرافه در وطن جاى خرد را پر نمود
وقتى كه شيخ انديشه را از ذهن هاى ما ربود
نابود شد تاريخ ما تاريك شد اين سرزمين
بيدار شو اى هموطن بايد كه اين غم را زدود
در پيچ و تاب زندگى ما را بخواب افكنده اند
خود كاوه باش اين خاك رابر بُت نكن بيخود سجود
آواز ده فرياد را پرواز ده انديشه را
از نو بيا همدل شويم بى شك كه ظلم آيد فرود
اين خاك مى لرزد زغم هر روز مى گريد وطن
از بس چپاول كرده اند اين حاكمان بى وجود
با آب و خاك كشورم ظلم مى شود مثل مغول
از دست اين ضحاك بد صد مثنوى بايد سرود
يك انقلاب بى هيچ دگرگونى فقط تكرار فقر
اين سرزمين مادرى از درد مى گردد كبود
(احمدى.م)

@SepehrAzadi

Comments

Be the first to add a comment