در قصههای چینی از فرشتهای صحبت میشود که هیکلی زشت و سنگین ولی روحی ظریف دارد و برای تفریح سر به سر آدمیان میگذارد. این فرشته شبها به خانهی مردم میرود و جمجمهی خفتگان را باز میکند و مغزها را از آن بیرون میکشد و سپس مغز دیگری را به جای آن مینهد. فرشته از خانهای به خانهی دیگر میرود و مغز مردم را عوض میکند. بامداد هنگامی که فرشته به آرامگاه خود باز میگردد. مردی دانشمند با اندیشههای زنی روسپی بیدار میشود و دوشیزهای زیبا خیالات پیرمردی افیونی را در کله خود حس میکند. گویی چنین فرشتهای به مغزهای ما نیز دستبرد زده و مغز ملتی شکیبا و قانع را در کلهی ما جا داده است! ما مردمانی شدهایم که دیگر هیچ هوسی نداریم و زندگانی بیرنگ و بویی را ادامه میدهیم!
📒 آدمک حصیری
🖌آناتول فرانس
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing