📕 "تئولوژی" عبارت است از فهمِ آرزومندانه‌ی جهان؛ "یعنی فهم جهان، آن‌گونه که آدمی خود می‌خواهد و نه آن‌گونه که جهان هست."

"تفکر تئولوژیک" برای جهان طرحی را مفروض می‌گیرد و این طرح را به‌منزله‌ی "طرح پیشین الهی" تلقی می‌کند؛ آن‌چنان که گویی تمامی جهان و سراسر تاریخ، از صبح ازل تا شام ابد بر اساس این طرح مفروض الهی حرکت و سیر می‌کند.

نظام‌های تئولوژیک، علیرغم آسیب‌های نظری فراوان‌شان در کسب "شناخت و معرفت صحیح جهان"، حاصل یک "ضرورت انسانی" هستند. این ضرورت از این حقیقت بر می‌خیزد که اکثر انسان‌ها، حتا بسیاری از متفکران، تحمل روریایی با جهان و "وجود فی‌‌نفسه" را ندارند. لذا جهان را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که خواهانند، می‌فهمند. مواجهه با "وجود فی‌ نفسه" و جهان همان‌گونه که هست، شجاعت و قدرت سرشاری را می‌طلبد که غالباً خارج از توانمندی‌های آدمی است.

بیژن عبدالکریمی -پایانِ تئولوژی
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment