ویروس نامه!
استیو پینکر بزرگ، روانشناس نامدار دانشگاه هاروارد، زمانی گفته بود، زندگی ما خیلی بهتر شده است، ولی انگار کسی این موضوع را نمیداند و از آن خبر ندارد! او که مردی اهل اعداد و ارقام و شواهد مشخص است بارها تلاش کرده است نشان دهد برخلاف تصور بسیاری علم و خرد بشری توانسته است دنیای بسیار بهتری برای تعداد بیشتری از آدمها بسازد و امروز ما بسیار بهتر از دیروز است.
باری، شگفتزدگی خیلی از ما در سراسر جهان در برابر ویروس کرونا هم شاید به همین دلیل بود، کمتر کسی باورش میشد با این همه پیشرفت علمی و دستاوردهای پزشکی و در دورانی که کم و بیش از هر دورهای از تاریخ صلحآمیزتر و آرامتر بوده است، یکباره چنین مصیبتی نازل شود. یادمان رفته بود تا کمتر از صد سال پیش بیماریهایی که امروز مهار شده و از بین رفتهاند، دستهدسته آدمها را روی زمین میریختند و گفته میشد حتی لویی پادشاه فرانسه هم در هراسی دائمی از بیماری سر به بالین میگذاشت. لازم نیست راه خیلی دور و تا دوردستهای قرون ماضی برویم، در ابتدای همین قرن بیستم پاندمی (بیماری جهانگیر) آنفلوآنزای اسپانیایی چند ده میلیون نفر را در سراسر دنیا، از جمله ایران به کام مرگ فرستاد. حتی گذشته از امواج محلی و جهانی بیماریها که گاهوبیگاه شاهدش بودیم، در شرایط عادی هم نرخ مرگومیر کودکان و مادران زیاد بود و متوسط عمر انسانها (عمر مورد انتظار) پایین به حساب میآمد. در ایران حدود سال 1900 میلادی، آغاز قرن بیستم، برآورد شده است که همین متوسط عمر به 40 سال هم نمیرسید!
بیشتر عادت کرده بودیم نامهایی مثل سارس و ابولا را مربوط به جاهایی پرت و دور از خود بدانیم که خیلی به ما ربطی ندارند، ولی این خیلی از ما را تکان داد. کسانی از جمله حضرت هنری کیسینجر که از قضا حرف حساب هم زیاد زدهاند، از تغییر بنیادین نظم جهان سخن میگویند و اینکه بشر باید به سبک «پساکرونایی» و نوع متفاوتی از زندگی عادت کند، عدهای هم البته معتقدند «انشاءالله گربه است» و نباید شلوغی هیاهو را خیلی جدی گرفت. بازار شایعه و تئوری توطئه هم داغ است، با وجود ارائه شواهد معتبر مبنی بر انسانساخته نبودن جناب ویروس هنوز هم خیلیها تردید ندارند «کار خودشان است» و قضیه از لابراتوارهای مخفی قدرتهای زیرزمینی و روزمینی آب میخورد و نمیشود در دنیا اتفاقی به این عرض و طول بیفتد و پای آن خاندان معروف، یعنی خانواده روچیلدها، در میان نباشد.
در ایران قضیه ابعاد جالبتری هم به خود گرفت و حتی پیچیدهتر هم شد. کسانی ادعا داشتند کار از گیلان شروع شده است و کسانی هم به قم اشاره میکردند، ولی از آنجا که در سیاست ایران همه راهها به قم ختم میشود، بحث قرنطینه قم به ویژه حرم حضرت معصومه خبرساز شد. اعتراضهایی در مورد محدودیتهای تردد به آن شهر و به ویژه حرم رخ داد، گفته میشد بستن درب حرم به روی زوار کاری است که در طول تاریخ تشیع رخ نداده است. این وسط در اتفاقی بس غریب که مرزهای سیاست و پزشکی و اروتیسم را درنوردید، «اهل لیس» هم سروکلهشان پیدا شد، کسانی که البته کمی بعد حتی در اروپا هم رقبایی پیدا کردند. از قرار میخواستند نشان دهند که شایعاتی که در مورد کرونا گفته میشود چندان جدی نیست و ساختهوپرداخته مغرضان است، یحتمل معتقد بودند کافی است فرد به سپر ایمان مسلح باشد و از مکر دشمنان به خداوند پناه برد، دیگر جای نگرانی نیست.
با این حال کار تمام نشد، دعوا بر سر علم قدیم و جدید هم بخشی از کار بود. اهل طب سنتی هم شروع به نقد طب جدید کردند. خیلی از این هواداران علم قدیم که البته به برکت فناوریهای جدید (شبکههای اجتماعی) جز برای مریدان سنتی، برای گروه بزرگتری شناخته شده بودند، کم نگذاشتند و ادعا کردند که اگر به نسخههای آنان عمل شود، کار کرونا تمام است، کافی است «به آنچه خود داریم» برگردیم. نسخههای عجیب و غریب که مضمون طنز و مطایبه ایرانیها شد و بیرون آمدن فیلمهایی از به اصطلاح درمانشدگان کرونا با طب سنتی تا مدتی ادامه داشت و برخی نامها زیاد شنیده میشد. کار به روکمکنی و رقابت هم کشیده بود، این طرف میگفت اگر این مدعیان را جمع نکنید، استعفا میدهم و خانه مینشینم، آن طرفی هم میگفتند شما جاهلان پرمدعا جای ما را گرفتهاید، همان بهتر که خانه بنشینید و مردم را به کشتن ندهید.
در این یادداشت جریده وزین تجارت فردا پیشینه کرونا در ایران یک مرور کلی کرده ام و استمبادهایی داشته ام، گفته ام که در فضای اقتصادی مملکت از بعد از کرونا باز حرف از مداخلهگرایی و ضرورت حضور دولت در اقتصاد پررنگ شود، ولی به قول محافظهکار اعظم، بانوی آهنین بریتانیایی جز بازار گزینه دیگری نیست، والله اعلم.
https://bit.ly/3bLrgMnکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel