▪️امید و حقیقت▪️ ستگادین | چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۲
نامزدی که دور بعد هم در انتخابات شرکت میکند، حقیقت عرضه میکند. [ او میگوید ] این کاری است که من انجام دادهام، دوست دارم دوباره آن را انجام دهم. نامزدی که از ناکجاآباد پیدا میشود، امید عرضه میکند. ما نمیتوانیم بدانیم که حرفهایش حقیقت دارد یا نه؟ اما میتوانیم [ وعدههایش را ] تصور کنیم.
کیکاستارتر [ Kickstarter: شرکت عامالمنفعه برای کمک به پروژههای نوآورانه]، امید عرضه میکند. بدون بررسی، بدون آزمایش، صرفاً یک وعده از آنچه ممکن است وجود داشته باشد.
ناشران کتاب، امید را میخرند، سرمایهگذاران خطرپذیر نیز چنین میکنند. از سوی دیگر، یک سرمایهگذار تجاری معمولی، فقط میخواهد آنچه قبلاً بوده تکرار شود.
برخی از داروها نتایج خاصی را با آمارهای شناختهشده ارائه میدهند...
مثال ساده: در ابتدای کارم به عنوان تهیهکننده و خالق کتابهای غیرداستانی، پیشنهادهایی با صفحهآرایی کامل ارائه میکردم. با این حال، به زودی متوجه شدم که هر چقدر هم که کار من در آن مرحله خوب بود، ناشر همیشه دید متفاوتی از آنچه میتوان با نظرات او خلق کرد داشت. ارائه یک صفحه خالی به جای یک طرحبندی کامل، موثرتر بود. با این حال، نمیتوانستم ادعا کنم که محتوای من ارزش انتشار دارد. باید برای اثبات آن، مثالها و سابقهای ارائه میکردم.
مسئله این است که هرگز فقط حقیقت وجود ندارد، زیرا ما در مورد آینده صحبت میکنیم. بنابراین ما امید خود را بر آنچه قبلاً آمده است استوار میکنیم.
و هرگز فقط امید وجود ندارد. امید مبتنی بر چیزی است که قبلاً آمده است یعنی سرنخ یا اشاره یا سابقهای که ما را باورمند میکند.
کار سخت بازاریاب در انتخاب زمانی است که به اندازه کافی سابقه کار داشته باشیم. اما بازاریاب نباید در این کار زیادهروی کند.
و کار سخت برای رأیدهنده/مصرفکننده/سرمایهگذار، انتخاب چیزیست که به دنبال آن است و آنچه ارائه میدهد. سردرگمی و اشتباهگرفتن حقیقت و امید از همدیگر، احتمال موفقیت ما را بیشتر نمیکند.
.