ادامه ازقبل👆 ساختارهای استثماری چرخهی معیوبِ فقر ایجاد میکنند. در حالتِ کلی، ساختارهای استثماری زمانی به وجود میان که رهبران در مقابلِ پیشرفتِ کشور مقاومت کنند و به جای اون، برای تحکیمِ پایه های قدرتِ خودشون تلاش کنند. البته این تازه شروعِ ماجراست؛ چون ساختارهای سیاسیِ استثماری و انحصارطلب، خودشون سببِ دوامِ خودشون میشن. هدفِ ساختارهای استثماری حفظِ قدرتِ خواصه. پس مسلماً این طبقهی خواص تمامِ سعیشون رو برای تداومِ این ساختارها به کار میگیرن. ○کافیه به ایالتهای آمریکا که در قرنِ ۱۹ بردهداری توشون رواج داشت نگاهی بندازید. توی این ایالتها، خواص و اَشرافِ صاحبزمین، از عملگیِ بردههای سیاه که هیچ حقِ سیاسی و اقتصادییی نداشتن، سود میبردن. بعد از جنگِ داخلیِ آمریکا و پیروزیِ جبههی شمال در سالِ ۱۸۶۵، بردهداری مُلغا شد و سیاهپوستانِ مرد حقِ رأی پیدا کردند. اما خواصِ صاحبزمینِ جنوب همچنان روی کار بودند و آماده بودن تا بردههای سابق رو، این بار به عنوانِ کارگرانِ ارزونقیمت، استثمار کنند. اونها برای اینکه قدرتِ خودشون رو تحکیم کنند، شروع کردند به اخذِ مالیاتِ سرانه و گرفتنِ تستِ سواد از هر کسی که میخواست از حقِ رأیش استفاده کنه، و مسلماً قصدشون این بود که حقِ رأی رو از رأی دهندگانِ سیاهپوست، که اکثراً از آموزشِ کافی محروم شده بودند، سلب کنند. این ناموازنهی قدرت، در قالبِ قانونِ جیم کرو (Jim Crow) که در اواخرِ قرنِ نوزده و اوایلِ قرنِ ۲۰ به تصویب رسید، شکلِ قانونی به خودش گرفت و تبعیضِ نژادی رسماً مجوز گرفت. گاهنامه مدیر