خیلی وقتها، مسئله چیز دیگری است.
"یکی از مدیران با گلایه وارد گفتگو با من شد و ابراز کرد چند وقتی است که حس خوبی به شرایط کاری فعلی ندارد و به استعفا فکر میکند.
بلافاصله ترسیدم که گویا قرار است مدیر دیگری را از دست بدهم. پیش خودم فکر کردم که شرایط مالی این روزها پیچیده است و ما نمیتوانیم به اندازه کافی به او حقوق بدهیم و حل مسئله از توان من خارج است.
اما ناگهان آموزههای کارگاه در ذهنم جرقه زد و از او پرسیدم که "چه چیزی داره اذیتات میکنه؟"
و پاسخش من را شگفتزده کرد. گفت که مسئلهاش نه حقوق و درآمد است و نه حتی ساعت کاری، بلکه بستر ارتباطی بین او با یک مدیرِ دیگر، ایشان را آزار میدهد.
شگفت زده شدم که چقدر کنجکاوی و پرسشگریِ من و سپس شنیدنِ ایشان، توانست به من کمک کند تا فارغ از ذهنیتِ خودم، مسئله اصلی مدیرم را متوجه بشوم و راهحل مناسبی را بیابم."
جملات بالا، از زبان یک مدیر عامل است که تجربه جالب شخصی خودش در اجرایی کردن آموزههای کارگاه "مدیر در نقش کوچ" را در کلاس بیان کرد.
پ.ن.: تصویر این پست، لحظهای است در کنار مدیران ارشد حاضر در کارگاه "مدیر در نقش کوچ"
در دوره یادگیری طرزفکر کوچینگی و مهارتهای مدیر در نقش کوچ در یک بازه سه ماهه در کنار این مدیران عزیزی بودم که اشتیاقشان برای یادگیری برای من بسیار جالب توجه بود.
@HosseinGaeeni#کوچینگ #مدیر_در_نقش_کوچ #تفکر_پرسشگرانه #پادیادگیری