تماس گیرنده زندانی می‌باشد...

بخشی از شعری که #رضا_کشوری، از زندانیان خیزش انقلابی که با سید محمد حسینی و مهدی کرمی هم بند بود، برایشان شعری گفته بود، متن کامل شعر به شرح زیر است:

«من از سکوت شبی که پیش از سکوت سنگینش
طناب های دار را برای دوست می‌بافند
می‌ترسم.

از لحن چکمه‌های سیاه در راهروهای تو در تو که نام تو را صدا می‌زنند
می‌ترسم.

کسی از اعماق جان صدا می‌زند ببخش برادرانم را ...

که من از لجاجت این سیاهچال هزار دالان
از نجابت این روزگار پرهیزها

و از شرارت این روزها که چون شبش تاریک
بر استخوان‌های سوخته و پوسیده و باریک

چون بید بر سرنوشت‌های تلخ می‌لرزم.
که سخت از این لحظه‌های شوم می‌ترسم.
که سخت از این لحظه‌های شوم می‌ترسم.

بند یک ندامتگاه مرکزی کرج دی ماه ۱۴۰۱
برای محمدحسینی و محمدمهدی کرمی»
«رضا کشوری، شاعر و معلم زندانی»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment