🔰ماده ۹اعلامیه جهانی حقوق بشر:
📄هیچ کس را نمی توان خودسرانه بازداشت کرد یا زندانی ساخت یا تبعید نمود.
(مورد نقض همیشگی حقوق بشر در کشورهای غیر لیبرال)
این حکم پیشینۀ خود را در سنت روشنگری و لیبرالیسم آن میبیند که تلاش داشت
«فرد» را از جمع برکشیده و قوام دهد.
حاکمیت محدود و مشروط ذیل قانون تحت عنوان«حاکمیت قانون»جان مایۀ اصلی قوامگیری آزادی و لیبرال دموکراسی فردگرا بوده است.
یعنی با جمعگرایی در سنت روسو و امثال آنها را بشر پیشارنسانس و قرون وسطا درگیری مصیبت بار داشته است بشر ناخواسته و خواسته در تمام تاریخ خود جمعگرا بوده است و نیازی به مطرح کردن دوباره آن نبوده است.بشر به دولتگرایی جمعگرایی و دولت پرستی محتاج نبوده به اندازه کافی در تاریخ خود زهر آن را چشیده بوده که به فردگرایی روی آورده !
این تنها با رنسانس و روشنگری و لیبرالیسم است که فرد برای نخستین بار به شکلی بینظیر صاحب
حق شهروندی شده و چنان فرد بر کشیده میشود که معیار حکومت در دموکراسی لیبرال و ایمان دینی در سکولاریسم می شود.
دولت قانون بنیاد لیبرال سکولار است که حافظ حقوق فرد است.سکولاریسم است که حافظ دین در حیطۀ خود است.
👤پیش از
فردگرایی لیبرالی در مخیلۀ بشر متصور نبوده است که فرد اصلا حقی بر دولت دارد که بخواهند برای آن،حقوقی در جهت
حفاظت از«فرد» تدوین کنند.جمع درست انسانی و مدنی تنها بعد از به رسمیت شناخته شدن فردگرایی میسر می گردد.
پس این ماده مهم و کلیدی که در خاورمیانه مغفول است،لزوم توجه به
لیبرالیسم را گوشزد میکند.خاورمیانه با نقض مکرر لیبرالیسم(مادر فکر حقوق بشری) روبه رو است که زایندۀ انسان تکلیف مدار است نه انسان صاحب حقوق.
او در بحران بی حقوقی است در انتهای عدم لیبرالیسم.
📄انقلاب فرانسه با اعلامیه حقوق بشر،منشور ماگنا کارتا و انقلاب باشکوه لیبرالی در انگلیس بیانیه استقلال و قانون اساسی آمریکا پیش برندگان و قوام دهندگان اصلی این تفکر لیبرالی هستند.اینجا با محوریت «فرد»است که حقوق بشری تعریف شده و بر او مترتب می گردد در غیاب فرد گرایی حقوق شهروندی هم خواب و خیالی بیش نیست
.
پهنه خصوصی جامعه مدنی هم شکل نمی گیرد تا از جمع و دولتها رها و مستقل باشد چون همواره مورد سرکوب ارتجاع قرار دارد.
جان و جوهر حقوق بشر تا حد زیادی مدیون لیبرالیسم و روشنگری است.
📚📚📚📚@cafe_andishe95