....و حالا این سیرک خون الود اما جهت دارشان را کامل کردهاند: یکی از همین جنایتکاران سیاسی بانی وضعیت امروز درباره «هوش مصنوعی» هم نظریهپردازی میکند تا تپه ی ن*یده باقی نگذاشته و بار دیگر نشان دهد گستاخی و وقاحت تا کجا میتواند امتداد پیدا کند و رسانه تا چه اندازه مستعد در پستی،میزبانِ رذالت این جانوران ویرانگر میباشد.
-فقط در نظام سیاسی ایران و تفاله های رسوب شده ی ۵۷ ممکن است کسانی با کارنامهای آکنده از ویرانی،تباهی یک ملت، هنوز بیشرمانه در صحنه سیاست جولان دهند،مدعی، طلبکار و حتی با وقاحتی حیرتانگیز برای نسل جدیدِ تکنولوژی و دانش، نسخه بپیچند و درباره ی اینده ی «هوش مصنوعی» تِز میدهند!گویی هیچ ارتباطی میان ایشان و سال ۵۷ و وضعیت اسفناک امروز نیست! گویی آنهمه ویرانی و دروغ و سرودهای حماسی و پیشوایی لنین و استالین و آرزوی مسکو و تیرانا و هاوانا شدن ایران را با آمدن خمینی در سر نپروراندند و گویی آن سید سیه پوش و روزگار سیاه کن را هم من و شما آوردیم و در اوج ادعای کمونیستی دست دعا بر آسمان بردیم و الحمدلله گفتیم و سر به سجده در قبرستان تهران فرود آوردیم از بهر عدالت اجتماعی،آب مفت،برق مفت ،اتوبوس مفت و خلاصه لقمه ای کلفت که خمینی به دستشان داد و یا کشتارشان کرد و یا فراریشان داد از سرزمینی که #شاه داشت و زیر سایه ی امنیتش،همین جانوران شروع به ناسپاسی کردند!
اگر این افراد امروز در کشوری با رسانههای سفید و سالم و سیستمی صاحب قانون حضور داشتند، کوچکترین فضایی برای اظهار نظرشان نبود یا باید محاکمه شده باشند و یا باید باقیمانده عمرشان را در انزوا، دور از نگاه جامعهای که نابودش کردند، سپری مینمودند، اما اینها موجوداتیاند استثنایی در بیشرمی و دریدهخویی اند و هرچه کارنامهشان سیاهتر، صدایشان بلندتر. طیفهای تودهای، کمونیستی، چریک فدایی، مائویست، مجاهد خلق، لنینیست و سایر «ایسم»های بنیانگذار وضعیت فلاکتبار امروز، هر کدام از دیگری گستاختر بر صحنهاند،نمونههای تمامعیاری از کوچک و بزرگشان چون آرش عزیزی و فرج سرکوهی در بیبیسی، اینترنشنال و ...، همچنان با پررویی حیرتآور، از خرابیای که بر سر این کشور و چند نسل آورده و یا قصد دارند بیاورند نیز دفاع میکنند با همین رسانه هایی که مدعی صدای ایرانند!!!!!!!