صدای غلامحسین ساعدی که میگوید« سیمین دانشور میخواست دست خمینی را ببوسد و به من گفت کاش آقا من را صیغه کند»
نقل قول ساعدی از دیدگاه سیمین دانشور به خمینی نشانهی بی انتها بودن زوال عقلی چپهای ایرانی است.
ساعدی دوست خانوادگی دانشور و آل احمد بود و تنها نقل صحبتهای وی را کرده است
توضیحاتی هم در مورد این اشخاص میدهیم که خالی از لطف نیست
سیمین دانشور(نویسنده رمان مشهور سووشون) همسر جلال آل احمد بود.
غلامحسین ساعدی نویسنده کتاب مشهور عزاداران بیل ( فیلم گاو از روی این کتاب ساخته شد)،ترس و لرز و واهمههای بی نشان بود.
ساعدی عضو محفل صمد تبریز (محفلی که به دور صمد بهرنگی-نویسنده کودک و نوجوان- تشکیل شد)بود و تا پایان عمرِ آل احمد با او رفاقت داشت.حتی آل احمد سال ۱۳۴۶ با ساعدی به تبریز آمد و در محفل صمد شرکت کرد.
محفل صمد تبریز بعدها تبدیل به هسته اولیهی شاخهی تبریز سازمان چریکهای فدایی خلق شد.
احمد شاملو و آل احمد همیشه از محفل صمد و نگارشهای آنان پشتیبانی میکردند و شاملو در مجله خوشه مطالب اعضای محفل صمد را چاپ میکرد.
آل احمد هم که تکلیفش مشخص است،چپ بود و ودکا مینوشید،به حج میرفت و سفرنامهی حج با عنوان خسی در میقات مینوشت!
همین چپها بودند که پس از غرق شدن صمد بهرنگی در رود ارس شایعه کشته شدن وی به دست ساواک را ساختند و پخش کردند و مقالهها با ترجیع بند «صمد بهرنگی با موجهای ارس به دریا پیوست »نوشتند و دههها طول کشید تا به دروغ خود اعتراف کنند.
دروغسازیهایی چون کشته شدن صمد بهرنگی به دست ساواک سرانجامی جز آرزوی صیغه شدن برای خمینی نداشت.
چپ ایرانی از ابتدا تاکنون صیغهی آخوند بوده است.
پ ن:در انتهای ویدیو تصاویر غلامحسین ساعدی و جلال آل احمد در نشست محفل صمد در دانشگاه تبریز را مشاهده میکنید(چندی پس از این نشست دانشجویان دانشگاه تبریز اقدام به اعتصاب علیه حکومت پهلوی کردند)
➖➖➖ 🌐🌐 @PN_KFP