اهل جنگ را چگونه محرم اسرار کنند؟ ترک جنگ و مخالفت بگو! مادهٔ جنگ هواست. هر کجا جنگی دیدی از متابعت هوا باشد.

کسی در بند صلح باشد چنین معامله کند؟ چنین سخن‌ها گوید؟ سخنی گوید و کاری کند که اگر به گوش آن کس برسد، او را به صلح رغبت افتد. گوید که من سخت خجالت دارم از کرده‌ها و گفته‌های خویش، آن هَمَزاتِ شیطان بود، مکر شیطان بود، یارب چه بد کردم، آن چه بود که من کردم، چه وسوسه‌ٔ شوم بود که از من سخنی آمد و کاری آمد که خاطر او برنجید.
و پشیمانی خود در دل او سخن‌های لطیف اندازد و حرکات لطیفش تلقین کند که آن حرکات و آن سخن های لطیف صلح‌جوی باشد.
استاد تو عشق است بدانجا چو رسی
او خود به زبان حال گوید چون کن

اَلا اُنَبِّئُکُمْ بالسِّحرِ الحَلالِ، تَستَعبِدونَ بِهِ الاَحرارَ، بِلا دِرْهَمٍ وَ دینارٍ؟ قالوا نَبِّئْنا یا رَسولَ اللّه. قال: لُطفُ الفِعالِ وَ لینُ المَقالِ.
[شما را خبر کنم از سِحر حلال که به وسیلهٔ آن آزادگان را بندهٔ خود سازید بی آن که درهم و دیناری خرج کنید؟ گفتند: خبرمان بکن یا رسول اللّه! فرمود: لطافت در کردار و نرمش در گفتار].

مقالات شمس تبریزی، تصحیح و توضیح محمد علی موحد، انتشارات خوارزمی، صص۶۰۸- ۶۰۹



فرمود:

من ندیدم دَر جهانِ جست جو
هیچ اهلیّت بِهْ از خوی نکو
(مثنوی، دفتر دوم، بیت۸۱۳)

ای سلیمان، در میانِ زاغ و باز
حلمِ حق شو، با همه مرغان بساز
(مثنوی، دفتر چهارم، بیت۷۸۰)

جویِ خَمر و جویِ شهد و جویِ شیر
نیست جز خُلقِ لطیف دلپذیرْ
(مثنوی...؟)


جان آگه با #فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment