گوسفند تمامِ عمرش از گرگ میترسید، ولی عاقبت چوپان او را خورد.
مَثَلِ گُرجی مترجم: دینا نورالهیان شنیدم گوسپندی را بزرگی/ رهانید از دهان و دستِ گرگی شبانگه کارد در حلقش بمالید/ روانِ گوسپند از وی بنالید که از چنگالِ گرگم درربودی/ چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی