🔻 انسان وقتی در فتنه قرار میگیرد، شاید طول و عرض و عمق فتنه، برای اکثریت نزدیک به اتفاق، مشهود و معلوم نیست. لذا اگر کسی از یک بصیرت نافذی برخوردار نباشد که از قبل این سرمایه را پیدا نکرده باشد، در فتنه ساقط میشود. ریزش محقق میشود. حالا ریزش ها یا ریزش به کل است که جدا میشود. یا ریزش به جزء است که یک مرحله ای موضع غلط میگیرد و بعد اصلاح میکند دوباره خودش را. مثلا انتخابات های ما از اول هر کدامشان یک فتنه بوده است. آزمایش بوده است. خیلی ها در این آزمایش ها معلوم میشد که درست رای دادند یا غلط. بعد معلوم میشود. اگر میفرماید جریان غیبت بعد از ظهور معلوم میشود که چیست، که مثل جریان موسی و خضر است که بعد از اینکه جدایی موسی از خضر داشت اتفاق می افتاد معلوم شد که جریاناتی که پیش آمده بود چی بوده است.

🔻 ما فکر میکنیم که اگر در زمان انبیاء بودیم و در آن زمان میزیستیم، فکر میکنید ما جزء مومنین به انبیاء بودیم؟ کی یقین دارد که ما جزء مومنین به انبیاء بودیم؟ آنقدر ابتلائات در آن دوره ها سنگین بود، نوح نبی است سلام الله علیه، بعد از این همه سال نبوت، حالا خدا میخواهد عذاب را نازل بکند، بیچاره اش کرده است تا عذاب را نازل بکند. مراحلش را قبلا گفتم در یک جلسه. غیر از آن ها، خطاب میشود که کشتی بساز. کجا؟ در خشکی. کشتی عظیم. خیلی سخت است. یک عده ای همین جا بریدند. گفتند این ها میگفتند نعوذ بالله این عقل درستی ندارد، این کشتی در این خشکی چطوری میخواهد حرکت بکند که این میگوید سبب نجات ماست. ما بودیم، باور میکردیم؟ چون نگفته بود که قرار است آب از بالا و پایین بیایید که. هنوز نگفته بود، بیان نشده بود. میگفت این سبب نجات ماست. میماندیم؟ این خودش یک فتنه بود. چند نفر آنجا این را ببینند، چه باوری به نوح داشته باشند؟

🔻 اگر ما زمان ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) بودیم. بعد از نود و خرده سال خدا بهش بچه داده است. حالا خطاب میشود برو بچه ات را بگذار در بیابان با زنت و برگرد بیا. از طایفه زنان ما، مردان ما، جوانان و نوجوانان ما، اگر این خبر را میشنیدند چند نفر... میگفتند بابا این ابراهیم زن کش است. زن را با طفل نوزاد ببرد بگذارد در بیابان بی آب و علف برگردد بیاید؟ میگوید خدا گفته. کجا خدا این حرف را میزند؟ با عقل کی جور در می آید؟
حالا این گذشت، بالاخره هر طوری بود گذشت. حدود ده دوازده سال گذشته است از این، برو سر بچه ات را ببر. انی اری فی المنام انی اذبحک. دستش را بگیر برو سرش را ببر. چندتا از ما اگر بودیم و این واقعه را میشنیدیم پای ابراهیم می ایستادیم؟ خدایی اش را بگوییم. خیلی سخت است در فتنه ها مؤمن ماندن.

🔻 ما هنوز بعضی از آزمایش ها برایمان پیش نیامده است تا این حد. گاهی تا این حد برایمان واضح است که خلاف ظاهر عقلی است که ما میشناسیم. تا حالا پیش نیامده است. اگر مبدئیت وجود ابراهیم خلیل، نوح نبی و انبیاء عقلا برای ما ثابت شد که یقینا صادق مصدقند، در افعال بعدی شان که این را به عنوان یک نبی صادق مصدق آدم میشناخت، با عقلش تبعیت معنا میکرد و اگر یک چیزی را عقل ما برنمیتافت، چون مبدئیت آن را عقل در مرتبه قبل تصدیق کرده بود و فعلش را و گفتارش را از آن ناحیه میدید، الان که میبینیم کشتی نوح امر میشود در خشکی ساخته بشود، عقل می یابد که حتما یک محمل صحیح دارد ولو فعلا محملش را نداند.
حتما مثل موسی و خضر است که بعد از واقعه معلوم میشود حکمتش چیست، هرچند من الان ندانم. یعنی میداند از سنخ موسی و خضر است. چون یقینا مبدا عقلی اش قبلا ثابت شده است. این تعبد بدون عقل نیست. این تعبد عقلانی است که مبدئیتش با عقل ثابت شده است، اما میدانیم افعال الهی تمامش در حیطه عقل من تفسیر و تحلیل پیدا نمیکند بسیاری اش مگر بعد از واقعه. بعد وقتی واقعه محقق میشود، عقل این را تصدیق میکند. حالا اگر فعل ابراهیم را ما الان میبینیم، عقل ما تصدیق میکند. اگر مردم آن زمان هم اشراف داشتند که بعد را میدیدند تصدیق میکردند. فعل نوح را تصدیق میکنیم الان که این کشتی ساختنش در بیابان درست است، به شرطی که «وَ فارَ التَّنُّور» باشد، که آب از زمین و آسمان بجوشد.

Comments

Be the first to add a comment