ابتلائات بلای منحوس کرونا عمیقتر از ظواهر ماجراست و چنانکه اوایل بحران نوشتم و دیگران هم یادآور شدند پیامدهای اقتصادی و فرهنگی ناشی از کرونا زخمهای کاری و عمیق بر پیکر نحیف هر اجتماعی خواهد نشانید.
از جمله این حوزههای شکننده و حساس حوزه آموزش عمومی است. چندوقتی است که با نزدیکی بازگشایی مدارس نگرانیها هم زیاد شده است. حوزه مهم و استراتژیک آموزش عمومی شاید هیچ وقت در کشور ما ازنظر مدیریت و اقتصاد حوزه توانمندی نبوده است. همیشه آسیبپذیر، شکننده، حجیم، وسیع، مصرفی، ضروری، کاربردی و با ابعاد و آثار روحی فرهنگی پایدار و عمیق. این روزها خبرهای بدی میرسد: از یک سو بسیاری از مدارس غیردولتی که بخشی از بار آموزشی جامعه را بدوش دارند با خانوادههایی ناتوان از شهریه روبرو هستند. صندلیها خالی میماند، پایههای تحصیلی راکد و در نهایت برخی از آموزشگاهها ورشکسته و تعطیل میشود و این برای نظام آموزشی ضعیف ما یک فاجعه بزرگ است. از سوی دیگر مدارس دولتی با ضعف مالی و مدیریتی موجود نمیتواند این حجم از فرزندان بجا مانده از آموزش را پوشش دهد و پشتیبانی کند. دیروز مناطق دورافتاده و محروم را نمیتوانست، امروز فرزندان خانوادههای شهری ضعیف را نمیتواند (برخی اخبار رسیده حکایت از ناتوانی مدارس و رد ثبتنام فرزندان مردم دارد). بنظرم جا دارد نخبگان مردم خود چارهاندیشی کنند و تا دیرتر نشده برای پیشگیری از گسترش این "خشکسالی فرهنگی" و تعمیق فاجعه "بیسوادی شهری"، طرحهایی ابتکاری پیشنهاد کنند. دولت هم بار مقررات حراستی امنیتی و سیاسی بخش آموزش را کاهش و انعطاف دهد شاید بتوان با سبکسازی مدیریت منابع انسانی بخشی از این خسارات را تا دیرتر نشده مرمت و افراد دلسوز و توانمند را شریک کرد و نونهالان جا مانده مظلوم را نجات داد و والدین را از شرمندگی رهانید.
رضا بهشتی معز
فیس بوک نگارنده
#فرهیختگان
پیک آگاهی شماست