"کسی زندگی فیلسوفانه دارد که در زندگی التزام نظری و عملی به عقل دارد."




🔸در این درسگفتار هر جا که از واژه فیلسوف استفاده می شود، مراد کسی است که زندگی فیلسوفانه دارد ، نه کسی که فلسفه خوان و فلسفه دان است.
کسی زندگی فیلسوفانه دارد که در زندگی التزام نظری و عملی به عقل دارد.
از جمله زندگی های غیر فیلسوفانه، می توان به زندگی مؤمنانه و زندگی عارفانه اشاره نمود.

🔸برای عقل معانی متفاوتی وجود دارد اما مراد در اینجا شش منبع شناخت مورد اجماع و تأیید معرفت شناسان است که عبارتند از:
۱- ادراک حسی (perception) : اگر ادراکی از طریق یکی از حواس پنجگانه انجام شود مورد تایید عقل است. تعداد ۲۱ نوع ادراک از طریق حواس پنجگانه حاصل می شود.
۲- درون نگری (introspection) : حالات درونی از قبیل خشم، عشق، وابستگی، امید، رضایت، ...
۳- حافظه (memory) : آنچه به یاد می آوریم
۴- گواهی یا شهادت دیگران
۵- شهود : این غیر از شهود عارفانه است و به معنی قضایایی است که از عدم قبول آنها عاجزیم؛ مانند: هر کس هم سن خودش است
۶- استدلال (reasoning) : استدلال، مواد خام را از پنج منبع فوق دریافت نموده و آنها را با هم جمع میکند.

🔸 استدلال دارای سه نوع است:
قیاسی (deductive) : همان منطق صوری ارسطویی. این نوع استدلال از دو نوع دیگری قوی تر و کامل تر است. الف ب است، و ب ج است؛ پس الف ج است.
🔸استقرایی inductive : در این نوع استدلال در n مورد دو ویژگی را می بینیم و در مورد n+1 ام یکی از آن دو ویژگی را ؛ و استدلال می کنیم که ویژگی دوم را هم دارد.
🔸 استنتاج بهترین تبیین (abductive) : با وجودی که بیشترین تعداد استدلالات انسان ها از این نوع است، این نوع تا اواخر قرن ۱۹ ناشناخته بود و در آن زمان توسط چارلز اندرس پیرز فیلسوف آمریکایی کشف شد. در این نوع استدلال، از میان تبیین های موجود برای یک پدیده، آن که پیش فرض های پذیرفتنی تری دارد را برمی گزینیم. هر چه قدرت تخیل بیشتر باشد استنتاج بهترین تبیین مشکل تر می شود، چون تخیل باعث می شود فرض های بیشتری به میان آورده شود.

🔸در زندگی دو سوال اساسی وجود دارد:

۱- من در کدام جهان زندگی می کنم؟
۲- من چگونه باید زندگی کنم؟

فیلسوف این دو سوال را به شکل نظری و عملی مورد نظر قرار داده و بر اساس عقل راه خود را در زندگی پیدا می کند. برای شرح و تفصیل آثار و نتایج پاسخ به دو سوال فوق در زندگی، لازم است که ساحات وجودی انسان ها را بر شمرده و سپس بر اساس ارتباطی که هر ساحت با هر یک از سوالات فوق دارند، تعریفی از زندگی فیلسوفانه ارائه نماییم. این ساحات عبارتند از:
۱- ساحت عقیدتی، معرفتی: باورها، عقاید، دانسته ها، برآورد ها، شک ها، ...
۲- ساحت احساسی، عاطفی، هیجانی: علائق، نفرت ها، امید ها، آرامش ها، نگرانی ها، ...
۳- ساحت خواسته ها، اراده ها: خواست ها، اراده ها، تصمیم ها، ...
۴- ساحت گفتار
۵- ساحت کردار
سه ساحت اول درونی و دو ساحت آخر بیرونی اند.

🔸فیلسوف در پی ایجاد تعادل و توازن بین حالات مرزی(حداکثری و حداقلی) هر یک از حوزه های سه گانه اول است و وقتی در آن سه حوزه تعادل و توازن ایجاد گردد، گفتار و کردار به سامان و متعادل خواهد شد:
۱- تعادل میان جزم و جمود فکری و شکاکیت تام در حوزه اول
۲- تعادل میان عشق ها و نفرت ها، وابستگی ها و وارستگی ها، ... در حوزه دوم
۳- تعادل بین عمل و بی عملی(تصمیم به عمل یا بی عملی) در حوزه سوم. در اینجا عمل اعم از گفتار و کردار است.

مصطفی ملکیان
درسگفتار زندگی فیلسوفانه




#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی

Comments

Be the first to add a comment