▪️ شهر سیلیخورده
🖋 سیدهشیرین حجازی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
📑 [بازنشر از وبسایت کوبه]
اگر درگیر جنگ نبود تا تخلیه شود از كارمندان كارخانهٔ كشت و صنعت كارون تا جنگزدهها و محرومترها را اسكان دهد و برنامههای طراحیاش تغییر كند، شاید هنوز به هذیان نیفتاده بود؛ شوشتر نو. سر سياه زمستان چهار زن خاكستری با موهاي رنگی و روسرهای پلنگی تخمه میشكستند و بچههايی با لباسهای گلدار نارنجي و صورتي لايهلايهٔ تنشان دور بزغالهای بسته به ساقهٔ شمشادی تُنُک، رقص آتش میكردند. اگر جنگ نمیشد، شاید پشتبامها خرابه نشده بود و پیادهراه شهرك را دیوار نزده بودند برای موتور. حتماً اگر جنگ نشده بود و كارمندهای «محترم» ادارهجات نرفته بودند، سر ظهری زمستان مردم قیلوله میرفتند جای گاز موتور را گرفتن و روی تكانگشتان پا دم در نشستن. این جنگ اگر نبود، این جنگزدگی اگر اتفاق نمیافتاد و این مركزگرایی ذهن دولتها را پر نمیکرد، شوشتر نو از زبان پسرک موتورسوار نمیشنید كه میپرسد «از تهران آمادهاید یا خارج؟» جنگ اگر نمیشد دستكم هشتسال دست مهاجران روستاها و جنگزدهها نمیافتاد تا یكی ابرویی كه رویش نشسته بردارد و یكی دماغش را بِبُرد. اگر به دنبال انقلاب و جنگ، كشتوصنعت كارون منحل نمیشد، شهر تخلیه نمیشد و گرد مرده نمیپاشیدند، شاید در سالهای جنگ دو برابر توانش اسكان نمیداد.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/shh15-05-23http://koubeh.com/shh15/@Koubeh