🔴 مرگ تدریجی؛ تزریق دارو و شوک الکتریکی به زندانیان سیاسی در امینآباد
ایران وایر:«ناتوانسازی» کنشگران تعبیری است که چندین سال پیش «تقی رحمانی»، همسر «نرگس محمدی»، فعال حقوق بشر، درباره آنچه با همسرش کردند، به کار برد. نرگس محمدی را با وجود بیماری در سلول انفرادی قرار دادند و بارها بازجویی کردند. زندانبان به جای رسیدگی به این وضعیت، به او داروهای مختلف تزریق کرد یا خوراند؛ داروهایی که هیچگاه نفهمید چه بودند. این رویکرد در خصوص دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی هم انجام شده است و از روزنامهنگار تا کنشگر سیاسی و مدنی این سیاست برخورد را تجربه کردهاند. آخرین نمونه «بهنام محجوبی»، از دراویش محبوس در زندان اوین، است. محجوبی با وجود گواهی پزشک مبنی بر عدم طاقت تحمل حبس به زندان فرستاده شد، داروهایش را به موقع به او ندادند و پس از یک ماه خوراندن داروهای خوابآور، او را به «امینآباد» فرستادند. این انتقال به امینآباد، میتواند مجازات زندانیان سیاسی یا پروژهای در جهت «معلولسازی» آنها باشد.
***
هشتمین روز بازداشت نرگس محمدی و بعد از بازجویی بود که در سلول انفرادی دست و پاهایش بیتحرک شدند. میخواستند او را به بهداری منتقل کنند که نتوانست روی پاهایش بایستد و به زمین خورد. احساس میکرد فلج شده است. او را لای پتو به بهداری بردند و از همان شب، تزریق آمپول و قرصهای شبانه آغاز شد. نرگس محمدی یک بار هم از پلهها به پایین پرت شد: «احساس میکردم در پاهایم هیچ استخوان یا عصبی وجود ندارد. میترسیدم. ترس از مرگ نبود، حتی ترس از ابتلا به یک بیماری هم نبود، ترس از ناشناخته بودن همه آن چیزی بود که در آن بند و در آن سلولهای مسکوت و متروک بر سرم میآمد.» - کتاب شکنجه سفید | نرگس محمدی
آن شب زندانبان زن حاضر نشد تزریق را انجام دهد و گفت: «من مسئولیت نمیپذیرم.» پس پرستار را صدا زدند و آمپول را بدون آنکه نرگس محمدی بداند چیست، به او تزریق کردند. پزشک بالای سر نرگس محمدی حاضر شد و گفت: «خانم محمدی بمیر، اما بیرون زندان. مردنت به جهنم، هزینه روی دست نظام نذار؛ مثل آن زهرا کاظمی.» پزشک نامه داده بود که نرگس محمدی نباید در محیط دربسته و کمتحرک و کمهوا حبس شود. اما او را در همان سلول نگه داشتند و بازجویی کردند.
@SepehrAzadi