❗عقده پهلوی یا عقده ایران

به نگرم عقده‌ پهلوی را باید در پرتو عقده‌ بزرگتری به نام عقده ایران فهمید و معنا کرد.

همه آدم‌های مذهبی‌ای که در زندگیم دیده‌ام از ایران بیزار بوده‌اند. حال بسته به شرایط، یا این بیزاری را آشکارا بیان کرده‌اند یا با بهانه‌جویی و در پوشش. ذات آدم فرومایه این‌گونه است که وقتی نمی‌تواند جایگاه خود را بهبود ببخشد، می‌کوشد رقیب را بی‌اعتبار کند. اینها نیز به جای اینکه بکوشند از لجنزار بویناکی که در آن گرفتار شده‌اند و به آن خو گرفته‌اند رها شوند، همه کوشش خود را گذاشته‌اند که از ایران باستان خرده بگیرند و این گونه کمی به خودشان دل‌آرامی بدهند که اگر من در لجنزار زندگی می‌کنم، آب چشمه هم یکسره پاک نیست و گاهی می‌توان خاک و خاشاکی در آن یافت.

چپ‌ها هم از زاویه و دریچه‌ای دیگر همین حس را نسبت به ایران باستان دارند. ایران باستان آیینه‌ای است که زشتی چهره اینها را نشان می‌دهد؛ از همین رو در سراسر زندگی نکبت‌بارشان در حال سنگ زدن به این آینه هستند.

منکر آیینه باشد چشم کور
دشمن آیینه باشد روی زرد

با چنین پیشینه‌ای، بیزاری اینان از سامانه‌ پادشاهی و به ویژه خاندان پهلوی قابل درک است. این هر دو برآمده از دل گفتمان ایران‌گرایی هستند، درحالی که جریان‌های نامبرده هویت خودشان را در دشمنی با ایران و ایران‌گرایی بنیاد نهاده‌اند.

T.me/irdamavand

Comments

Be the first to add a comment