دژخیمی به میان مردم میآید و جلوی چشم همه، چوبه دارش را برپا میکند. دژخیم مردم را یکی یکی به بالای دار میفرستد. هرکس به دیگری مینگرد و واکنشی صورت نمیگیرد. همه (جز راوی قصه) حلق آویز میشوند. دژخیم راوی را مخاطب قرار میدهد و میگوید: چوبه دار را نه من، آن جماعت ساکت برپا کردند.