✍️نجات بهرامی
😀عشیرهگرایان در زمانهی فعلی نیز آرزومند بازگشت به عصر قجر هستنددر سالهای اخیر موجی به راه افتاد که هدف و تمرکزش تمجید از عصر قاجار با هدف اعتبارزدایی از حکومت پهلوی بود. روشن بود که چه ماموریت واژگونه و دشواری را انتخاب کردهاند و در واقع باید ماست را سیاه و قیر را سفید نشان دهند! اما جریان ایرانگرا مواضعش با ایران و بر سر ایران تنظیم شده و اصولا ایدئولوژیک و گزینشی عمل نمیکند. به عنوان مثال ایرانگرایان به شخصیت عباس میرزای قجری علاقه داشته و او را تحسین میکنند چون شجاع و میهنپرست بود و یا شاهد بودیم که پس از سقوط قاجار، بسیاری از رجال و سیاستمداران بزرگ آن سلسله در حکومت پهلوی به کار خود ادامه دادند.
▪️این روزها انتشار آرشیو عکسهای کاخ گلستان روزنه جدیدی به شرایط دوران پیش از پهلوی گشود و نگاههای زیادی را به شرایط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی آن زمان معطوف نمود. ناگفته پیداست که این تصاویر با توجه به میزان دسترسی به عکاسی و فقدان ابزار ثبت و ضبط وقایع، قطرهای از یک اقیانوس هم نیست. با این وجود مخاطب و بینندهی کنجکاو از خلال همین چند تصویر نیز شمهای از شرایط ایران آن سالها را در ذهن مجسم میکند.
▪️اما برای مخاطب علاقهمند به تاریخ معاصر، دیدن چنین تصاویری چندان شگفتیآفرین نیست. کافی است رمان «تهران مخوف» اثر مشفق کاظمی را خواندهباشد، که اتفاقا ترسیم شرایط ایران پس از امضای فرمان مشروطیت هم هست. این کتاب نیز آینهای روشن از ایران طاعونزده و ناامن و غرق در فلاکت اواخر دوران قاجار است که ظاهرا «فرمان مشروطه» هم نتوانسته مرهمی بر دردهایش باشد. در همین زمان مورد اشارهی این رمان است که مورخان هم نوشتهاند با وجود آمدن مشروطه، اما در بیشتر سالها اصولا مجلس تعطیل بود و انتخابات به خاطر ناامنی و فقر و بیسوادی برگزار نمیشد.
▪️حال به تصاویر برگردیم و به عکسی نگاه کنیم که در آن عمال حکومت پیرمردی بینوا را گرفته و در بیابان بوتهی خاری به مقعدش فرو کردهاند! چنین تنبیهات و حتی وحشتناکتر از اینها نزد خانها و اربابهای محلی امری مرسوم و عادی بوده. از میان خاطراتی که سینهبهسینه از پدران و مادران نقل شده و اغلب شهروندان کشور هم شنیدهاند، پی به نظام خانسالاری و ویژگیهای آن برده و متوجه میشویم که «قدرت خانها و آخوندها» حد و مرزی نمیشناخته و اغلب در خدمت حفظ وضع موجود و پاسداشت سنتهای خرافی و سرکوب زنان و اقلیتها بودهاست.
▪️راهزنی و غارت و ایحاد ناامنی برای ساکنان مناطق مجاور، چشم طمع داشتن به زنان و دختران مردم، کشتن ساکنان روستاها و گرفتن زمین و مایملک آنها، به بردگی کشاندن مردم در دهات و آبادیها و در عین حال پایبندی به سنتهای عشیرهای و مذهبی و حتی خرافی که در واقع ضامن تداوم حکمرانی آنها بوده، بخشی از کارکردها و فعالیتهای این اربابان محلی بودهاست. اگر میخواهید اطلاعات بیشتری از آنها داشتهباشید، در هر منطقهای که هستید به افراد مسنتر پیرامون خود رجوع کنید تا به نقل از پدران و پدربزرگها و مادربزرگها از آنها بگویند!
▪️عشیرهگرایان معمولا این دوران سیاه از تاریخ کشورمان را در رسانهها وارونه جلوه داده و به خورد مخاطبان جدید میدهند. آنها در حسرت حکومت کردن بر منطقهی خود با همان روش و منش خانهای قدیم هستند. شما ببینید آیا تجزیهطلب خوزستانی انتقادی به سنتهای قبیلهای وارد میکند؟ یا تجزیهطلب بلوچ و کرد چیزی علیه ختنهی زنان و قتلهای ناموسی میگویند؟ خانهای قدیم یعنی کسانی که زنان را در روستاها ملک خود میدانستند و کشاورز را به خاطر یک اشتباه کوچک مانند یک بز به راحتی میکشتند، قهرمان نبوده و نیستند. تخم و ترکههای آن افراد در زمانهی فعلی نقاب روشنفکر زدهاند و از «استبداد پهلوی» میگویند و مینویسند. منظورشان از استبداد چیست؟ مقابلهی پهلوی با آن خانها و گردنهبگیرها و رام کردن آنها! عدهای هم با درک ناقص و سواد ترجمهای و اندک خود دنبال اینها راه افتاده و از «فقدان دموکراسی در دوره رضاشاه» مینالند!
▪️فایل زیر نیز مرتبط با همین موضوع است.
مدافع حقوق زنان و اقلیتها بودن با بیزاری از پهلوی سازگار نیست
youtu.be/It4ogbyv1Gc?si… via
@YouTube
@PN_KFP