ما بین تفكر سنتى و مدرنیته گرفتاريم☘در زمان محمدرضا شاه،
تمام دختر هائى كه موهای خود را مدل "گوگوشی" میزدند، یک مرتبه سال ۵۷ طرفدار "فاطمه زهرا" شدند!!!
چقدر پدر و مادرها دخترانشان را دعوا میکردند که "ذلیل مرده! اونقدر دامن کوتاه نپوش! من تو محل آبرو دارم"، کسی گوش نمی کرد!
از روزی که رضا شاه چادر به زور از سر زن ایرانی برداشت ۴۰ سال گذشته بود. دیگر مدل کیف و کفش و مو و دامن و لباس ماکسی از ایران بود که به اروپا صادر میشد!! چه قدرتی لچک و چادر را دوباره سر زن ایرانی کرد کسی نفهمید! اما یک چیز مشخص بود، در زمان شاه دختر ایرانی مینی ژوپ پوش بود، اما تفکرش در زیر چادر پنهان!!
موی پسر ایرانی "بیتلی" بود اما مغز او در انتظار قیمه امام حسین و سینه زنی عاشورا بود!!
نه رضا شاه این مردم را شناخته بود، نه پسر سوئیسی اش محمدرضا شاه! تفکر مردم ایران در ۱۴۰۰ سال گذشته هیچ تغییری نکرده بود!! پسره دکتری فیزیک اتمی از دانشگاه هاوارد آمریکا گرفته بود اما برای ازدواج استخاره میکرد!!!! دختره فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج انگلیس بود، اما براى خواسته هاش سفره ابوالفضل به پا میکرد!!
باید بپذیریم از اسلام شکست خوردیم و سال های بسیاری گرفتار خواهیم بود. نه گرفتار دامن یا چادر، بلکه گرفتار جهل و خرافات اسلامی. دامن کوتاه و یا بلند مشکل جامعه ای را حل نمیکند، تضاد بین تفکر سنتی و مدرنیته است که جامعه را نابود می کند.
ما ایرانیان هنوز وضع خودمان با خودمان مشخص نیست!! مایی که مغز و اندیشه مان اسلامى است اما به دنبال دمکراسی و آزادیهای اروپا هستیم!!!
نمى شود در حاليكه در صحرای کربلا سرگردانيم خواستار مدرنيته باشيم ، نه اصلاً نمى شود
این مشکل ۱۴۰۰ ساله ماست...
☘نوشته حقيقت پژوه
______
۴۰ سال زور زدند حجاب از سر زن ایرانی بردارند، درست مانند کشی که آن را بکشند، ۴۰ سال آن را کشیدند و وقتی ولش کردند بلافاصله برگشت به جای اولش، اندکی جلوتر.
باز ۴۰ سال است که جاعش این کش را دارد در جهت عکس میکشد؛ باز اگر آن را ول کنند دوباره بر میگردد بجای اول.
در جایی گفته بودم: «
پدیدههای اجتماعی به مانند پدیدههای طبیعی، مثل سیل و زلزله، نه قابل پیشبینی اند و نه میشود به زور با آن مقابله کرد»
هنوز در برخی از نقاط شرایط و وضعیتی را مشاهده میکنیم که سینوهه، پزشک فرعون، در ۴۰۰۰ سال پیش با آن مواجه بوده و تشریح کرده است.
طنز تلخی است، این تمدن و فرهنگ بشری.
دیماه ۱۳۹۸بازنشر بهمناسبت تکرار شورش و فاجعهی ۵۷ در همسایگیمان،
افغانستان