ما از ابتدا قدغن بودیم
خانواده ای که اجتماع بیش از سه نفر بود
با پاهایی رنجور
که بیشتر از گلیم مندرس خانه دراز بود
مادری که همیشه طعم اشک آور را
از پیاز داغ ِفروشی میچشید
پدری که هر غروب
حق کارگری اش را مطالبه می کرد
خواهری که چشمانش سبزِ قدغن بود
برادری که گلوله ی دولتی
مغزش را به سقف برجک پاشید
و من که عامل نسل کشی واژه ها بودم
ما همیشه قدغن بودیم
صدای هم آغوشیمان
برهم زننده نظم عمومی بود
ما لایق اعدام بودیم
اما چه کنیم
هزینه ی اجرای حکم بالا بود!
«کیوان روانبخش»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing