#الف
🔻زمانی با خرس!
▫️شورای سردبیری: در اواخر قرن نوزدهم، حدوداً یک دهه پیش از جستجوی نفت در ایران توسط یک تاجر انگلیسی، رابرت نوبل، تاجر سوئدی برای توسعۀ منابع نفت و گازِ باکو، با تزار روسیه قرارداد بست: تاجرانِ دو کشورِ مصرفکنندۀ نفت، شدند توسعهدهندگانِ منابع نفتِ کشورهای عقبمانده! نمیخواهیم از همین دو مورد نتیجه بگیریم که موتور محرک در مناطقِ نیازمندِ توسعۀ صنعت نفت، مصرفکنندگانِ آن بودهاند، همۀ تاریخ این صنعت حاکی از همین واقعیت است؛ انگیزه و پیشگامیِ کشورهای غربیِ مصرفکنندۀ سوخت در پیکرۀ کمپانیهای بزرگِ آنها (که در سراسر جهان پراکندهاند) متجلی است. به همین دلیل، اغلبِ دستاوردهای فنآورانۀ اکتشاف نفت و از آن مهمتر کنترل بازار تولید و مصرف، در کف کشورهای مصرفکننده است.
اگر مجاز باشیم از دل این واقعیت یک حکم استخراج کنیم، میگوییم که توسعۀ بهینۀ منابع نفتی منوط به همکاری با مصرفکنندگانِ عمده است. در واقع این کاری است با صرفۀ کافی و اطمینان بیشتر، چراکه منجر به پیوند ارگانیکِ اکتشاف و تولید با مصرف میشود و انگیزه میدهد. برای درک بهتر مثالی بزنیم. فرض کنید ایران میخواهد برای افزایش اکتشاف و تولید و بازدهی، توسعۀ استخراج، نوسازی و همچنین بازاریابیِ منابعِ نفتی خود، پیِ چند شریک بگردد تا (مثلاً در یک دورۀ چندساله) چند ده میلیارد دلار سرمایهگذاری کنند. بهتر است با یک شرکت فرانسوی یا انگلیسی شراکت کند یا یک شرکت روسی؟ با شریکی که فقط نگرانِ بازدهی و بازار و قیمت است یا با شریکی که خودش نیز تولیدکننده و رقیب ما در بازار جهانی است و گوشهچشمی هم به تلفیقِ فعالیت تجاری با محاسبات خاصِ سیاسیاش دارد؟
بر اساس تجربههای تاریخی، این پرسش پاسخِ روشنی دارد؛ اگر مسائلی چون انصاف، چانهزنی و نیرنگهای تجاری را در هر دو نمونه یکسان بدانیم، کشوری باید شریک ما باشد که خودش مصرفکننده است و فقط در سهمش از درآمد، رقیب ماست. با این نگاه، حتی بین دو کشورِ روسیه و چین که حکومت برای کار کردن با آنها بسیار مشتاق است، در امور زیرساختیِ نفت، چین بر روسیه رجحان دارد زیرا چین مصرفکنندۀ عمده و واردکنندۀ نفت است و در زمینۀ میزان عرضه و قیمت، رقیب ایران نیست.
🆔 @jameeno🔺اینجا بیشتر بخوانید