بخشی از اپیزود سوم پادکست شجاعت اندیشیدن

👇👇👇👇

7⃣ دانشِ نجوم، آموزگارِ بزرگِ بزرگ‌اندیشی و توهم‌زدایی و پرهیز از خرداندیشی و خود-بزرگ‌پنداری و خودمهم‌پنداری و خود‌مرکزپنداری است و به ما تفهیم می‌کند و یادآور می‌شود که هر یک از ما، ۱ نفر از قریب به ۸ میلیارد انسان بر روی ۱ سیاره از ۸ سیاره در مدار یک ستاره در ۱ کهکشان از ۳ هزار میلیارد کهکشان در کیهان هستیم.

از زمین -این کُره‌ی خاکی بسیارکوچک‌مان، این ذره‌ی ناچیز در کائنات- فاصله بگیریم و از منظری دیگر و دورتر بدان بنگریم‌:

✅ ویل دورانت درباره‌ی نیکوس کازانتزاکیس اندیشمند و نویسنده‌ی برجسته‌ی یونانی نوشت:
《او وقتی دریافت زمین سیاره‌ی حقیری است که گِردِ خورشید می‌گردد، به‌شدت یکه خورد.》

✅ این سخن طنزآمیزِ جالب و روشنگرانه‌ به ما تفهیم می‌کند که بی‌بنیاد است خود را محور و مرکز عالم انگاشتن:
《چرا این‌گونه است که بانوی زیبای "جهان" همیشه از روی "زمین" انتخاب می‌شود؟!》

✅ و یکی از دیالوگ‌های مشهور و ماندگار فیلم 《کانتکت》 این است که:
《کیهان جای بسیار بزرگی‌ست؛ بزرگ‌تر از آن‌که انسان حتا بتواند فکرش را بکند. پس اگر ما تنها‌موجوداتِ هوشمندِ کیهان باشیم؛ فضای بسیار زیادی در آن بالا هدر رفته است.》

8⃣ مریم امینی همسر سیدمرتضی آوینی درباره‌ی او گفته است:

وقتی من بر سرِ مسئله‌ای ناراحت و گرفته می‌شدم و به ایشان شکایت می‌کردم، به من می‌گفت:
《ببین! هزاران کهکشان در آسمان وجود دارد؛ یکی‌ از آن‌ها راه شیری است. سیاره‌های زیادی در آن هست که یکی‌ از آن‌ها زمین است؛ همین زمینی که ما روی آن زندگی می‌کنیم.》
از کل به جزء می‌آمد و بعد می‌گفت:
《ما هم ذره‌ای در این مجموعه هستیم. حالا شما بگویید این حرفی که شما می‌گویید، جایش در این مجموعه‌ی باشکوه کجاست؟》
آدم در آن کلیت می‌دید که چقدر آن آن اتفاق ناچیز و بی‌اهمیت بوده است و اگر درست به آن نگاه نکند، دچار مشکل خواهد شد.

9⃣ و از نیل آرمسترانگ -نخستین انسانی که قدم بر روی کره‌ی ماه گذارد و زمین را از فضا و آن دوردست‌ها دید- نقل شده است:
《من آدم حساسی نيستم، وقتی خانه‌ی والدينم را ترک كردم گريه نكردم، وقتی گربه‌ام مُرد گريه نكردم ، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم!
اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم بغضم گرفت با ترديد با پرچمی كه قرار بود روی ماه برافرازم، بازی می‌کردم. از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود. ما بوديم و یک گویِ آبیِ بسیار کوچک، که خانه‌ی همه‌ی ماست. با خودم گفتم انسان‌ها برای چه می‌جنگند؟
انگشت شستم را به سمت زمین گرفتم و کره‌ی زمین با آن بزرگی و عظمتش پشت انگشت شستم پنهان شد. و این‌جا بود من با تمام وجود اشک ریختم.》

🔟 وقتی می‌فهمیم ۱۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون سال از عمر بیگ‌بنگ یا انفجار بزرگ، و ۱۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون سال از عمر کهکشان ما می‌گذرد و درازای این کهکشان (کهکشان راه شیری که کهکشانی نسبتاً کوچک محسوب می‌شود) ۱۰۰ هزار سال نوری است؛ احساس کوچکی می‌کنیم و کبر و غرور منیّت‌مان فرو می‌ریزد.

✅ وقتی پی می‌بریم در همین کهکشان نسبتاً کوچک ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره و حداقل به همین میزان سیاره، و دست‌کم ۱۷میلیارد سیاره‌ی خورشیدیِ 《زمین‌سان》 وجود دارد؛ از خُرداندیشی و خود-مرکز-پنداری‌مان دست برخواهیم داشت.

✅ و وقتی می‌فهمیم بایستی ۲ میلیون سال با سرعت نور بپیماییم تا از ابتدا تا انتهای کهکشانِ همسایه‌مان را طی کرده و به کهکشان سوم برسیم؛ به 《ناچیزیِ》 خود و مضحک‌بودن دغدغه‌ها و دلمشغولی‌هایمان واقف می‌شویم.

✅ و وقتی می‌فهمیم تنها در جهانِ ما حداقل ۳۰۰۰ میلیارد (یا ۳ تریلیون) کهکشان وجود دارد -که هر یک به‌تنهایی ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد خورشیدِ به‌مراتب بزرگتر از خورشید ما و حداقل همین تعداد سیاره دارند- واژه‌هایی همچون جهان، مکان، زمان، قدرت، حکومت، مطلق، حکومت مطلقه، زندگی، عمر، عمرِ طولانیِ ۹۰ ساله، متراژ، خانه‌ی بزرگ، رنگ خواهند باخت و معنا و مفهومی دیگر می‌یابند.

@shojaate_andishidan_podcast

Comments

Be the first to add a comment