✍ نامهای به آقای محمد مهدویفر
(یکی از مخالفان ذاتی پادشاهی و بخصوص شاهزاده رضا پهلوی)
با درود خدمت جناب آقای مهدویفر
✍ اجازه میخواهم کمی مصدع اوقات شده و مطالبی را خدمتتان عرضه دارم:
خواهش میکنم تا حد امکان وقت بگذارید و این عرایض بنده را بخوانید:
(البته ایشان نه وقت داشت و نه این مطالب را خواند)
تا آنجا که بنده اطلاع دارم، شما حداقل از سال ٩۶ بهدنبال تشکیل
شورای گذار بودید. در همان موقع، بنده در پستی به آدرس زیر و با عنوان
وظیفهی روشنفکران در قبال تظاهرات سراسری، از این ایده شما استقبال کردم:
https://namadmali.blogspot.com/2018/01/blog-post.htmlدر آنجا نوشتم:
«در حالی که تظاهرات سراسری مردم ایران وارد هشتمین روز خود میشود، روشنفکران جامعه ما هنوز بیدار نشده و یا تنها با مردم همصدایی کرده و اخبار تظاهرات را پوشش میدهند. بیم آن میرود که سرنوشتی مانند شورش ۵٧ در انتظار سرنوشت این تظاهرات باشد.»
چند روز بعد در پست دیگری به آدرس زیر خطاب به جناب
نوریزاد نوشتم:
https://namadmali.blogspot.com/2018/01/blog-post_10.html«بنظرم وظیفهی روشنفکران در این مقطع زمانی باید
تشکیل شورای گذارِ پیشنهاد شده توسط آقای
محمد مهدویفر بوده و در راس برنامههایش تدوین "
منشور همبستگی مردم ایران" قرار داشته باشد.
متن این منشور میتواند توسط مثلاً جنابعالی تدوینِ اولیه شده و برای تمامی کسانی که فکر میکنید برای عضویت در این کمیته مناسباند فرستاده شود. نظرات تمامی اعضا اخذ و در تدوین نهایی منشور مدنظر قرار گیرد. متن نهایی توسط یکی از اعضا (مثلاً جنابعالی) بعنوان سخنگوی کمیته با ذکر تعداد نفرات کمیته، منتشر شده و به اطلاع تمامی مردم برسد.»
کمی بعد در سال ١٣٩٨ ایدهی
منشور همبستگی ملی را بصورت مشخصتر ارائه کردم (به آدرس زیر):
https://namadmali.blogspot.com/2019/08/blog-post.htmlو از آن به بعد گاه و بیگاه؛ چه در وبلاگ
نمدمالی (به آدرس فوق) و چه در کانال تلگرامی
طنز تلخ (که قبلا خدمتتان ارائه کردهام)، مطالبی دربارهی
شورای گذار و
منشور همبستگی ملی مینوشتم و تا حد امکان برای کسانی که ایمیل و یا آدرس چت تلگرامیشان را داشتم میفرستادم.
بعد از سالها وقتی به آن مطالب رجوع کردم و با توجه به درگیریهای لفظی بین گروههای باصطلاح اوپوزیسیون، که مانعی برای تشکیل یک
جبهه ملی برای مقابله با حکومت اسلامی بود؛ به
علتالعلل بینتیجه بودن تلاش اوپوزیسیون برای این امر مهم پی بردم که آن را خدمتتان عرضه میدارم:
مقدمتاً بگویم که در یکی از پستهای طنز تلخ، بتاریخ ۳۰ دی ۱۳۹۸، نوشتم:
بقای جاعش در تفرقهافکنی و حکومت کردن است.
جاعش زمانی برانداخته خواهد شد که براندازان واقعی (اعم از
جمهوریخواه،
مشروطهخواه،
سلطنتطلب و...)، پریدن به یکدیگر و تخطئه کردن دیگری را کنار گذاشته و قبل از براندازی به فکر تدوین منشوری برای
اتحاد براندازان باشند. منشوری که در آن تمامی نقاط مشترک موردنظرشان برای آیندهی ایران آزاد، ذکر شده باشد.
#منشور_همبستگی_ملی
در فردای براندازی و فضای آزاد و دمکراتیک است که هر
حزب و گروه و دستهای به اندازه
وزن سیاسی و اجتماعی خود در جامعه، در تعیین نوع حکومت، سهیم است و نقش خواهد داشت؛ وگرنه این دعواها؛
نه تنها از توش براندازی در نمیاد که راهیست به ترکستان!»
https://t.me/TanzeTalkh2/1729و اما؛ مشکل اصلی اوپوزیسیون این است که همگی تحت عنوان یکی از
شکلهای حکومت مورد نظر خود، صرفنطر از
محتوای حکومت، فعالیت میکنند؛ در حالی که اگر بجای شکل حکومت، محتوای حکومت مورد نظر خود را بیان میکردند و سرلوحه کار خود قرار میدادند؛ مطمئنا زودتر به یک وفاق و اتحاد دست مییافنتد.
شما خود بهتر میدانید که فرق است بین
حکومت پادشاهی از نوع
سعودی یا حتی
محمدرضاشاهی آن با نوع
بلژیکی یا
انگلیسی آن.
و همینطور، فرق است بین
حکومت جمهوری از نوع
اسلامی با نوع مثلا
فرانسوی آن!
آنچه این حکومتها را از یکدیگر متمایز میکند؛ تنها و تنها محتوای آن حکومتها است!از همه اینها گذشته؛ مگر آنهایی که تخت عنوان
سلطنتطلبی و یا
جمهوریخواهی، دم از مخالفت با حکومت اسلامی میزنند، به
دمکراسی و رای مردم باور ندارند؟
مگر قرار نیست شکل حکومت آینده ایران، در یک
فرایند دمکراتیک و کاملا آگاهانه، توسط مردم تعیین شود؟ آگاهانه را از این نظر گفتم که حتی در فردای براندازی،
ما رفراندومی برای تعیین نوع حکومت، بدون آگاهی از محتوای آن را برنمیتابیم.
در اینباره هم، در سال ١٣٩١، مطلبی تحت عنوان
پیشنیاز رفراندوم، به آدرس زیر نوشتهام:
https://namadmali.blogspot.com/2012/09/blog-post_5277.html👇