📌جاویدنام فریدون فرخزاد، هنرمند پرآوازه ایران - در مونیخ، وین و برلین حقوق سیاسی خواند و پایاننامهٔ فوق لیسانس علوم سیاسیاش در باب تأثیر عقاید مارکس بر کلیسا و حکومت آلمان شرقی بود و از دانشگاه مونیخ در مقطع کارشناسی ارشد فارغالتحصیل شد. رساله دکتری او نیز در مورد وضعیت حقوق سیاسی احزاب در لهستان بود که البته ناتمام ماند. این توضیح تکراری را از این جهت نوشتم که تاکیدی باشد بر بعد نگاه تخصصی فرخزاد در مباحث سیاسی.
🔹جاویدنام فرخزاد نظراتش نه فقط از روی میل و گرایش سیاسی او بلکه از دانش و همچنین سالها تجربیاتش در ارتباط با چپگرایان و مطالعات مارکسیستی سرچشمه میگرفت. فریدون فرخزاد گرچه عمدهی شهرتاش را وامدار هنرش بود، اما نظرات سیاسی و مجموعه گفتارهایش در این زمینه، که به زبانی ساده اما محتوایی کامل و تخصصی بیان میشد، میتواند راهگشایی برای ما دغدغهمندانِ کلاف در هم پیچیده و گرهخورده سپهر سیاسی ایران باشد.
🔹من باور دارم در سیاست نیز مانند هر حرفه دیگری باید از چنگ زدن به غیر از اهل فناش دوری گزید. مخصوصا از آدمهای کوتاه قامتی که به سبب فراوانی مخاطب بنابر شغل و پیشهشان فراموش میکنند که در بزنگاههای تاریخی، بازتاب صدای مردم باشند نه مرشد و بازیگر نقش رهبری که هیچ دانشی در آن ندارند و دانستههایشان به تجربیات یک مشت فسیل ورشکسته ۵۷ی محدود میشود؛ و نه حتی آزمودن شخصی. در این مورد بخصوص مقصودم قطعا گلشیفته فراهانی است.