ادامه‌...



مشکل دوم این است که انکار اولویت پلتفرم و تأکید بر عدم نظارت، در نهایت به نابودی پلتفرم منجر می‌شود. به اختصار گفته می‌شود: اگر آزمون A/B به اندازه‌ی کافی انجام شود، هر وبسایتی را به یک سایت شهوتران تبدیل می‌کند. به این دلیل که امواج کوتاه‌مدتِ چرخه‌های بازخوردِ الگوریتمیِ داده‌محور‌، به ناچار پلتفرم‌ها را مبتذل و سپس زباله می‌سازند. این برای آمازون اتفاق می‌افتد - فروشگاه‌های Amazon Go در نیویورک، کسل‌کننده هستند. هرزنامه‌های حاصل از جستجو در سایت آنها بدتر است. به ناچار، همان مخاطبانی که آمازون بیشتر می‌خواهد به آنها خدمت کند، ناامید، بی‌حوصله یا غمگین می‌شوند و به جای دیگری می‌روند.

چه باید کرد؟ خب، اگر شما یک خالق هستید، درک این موضوع کمک می‌کند که بدانید احتمالاً هیچ پلتفرمی که مدل ذهنیِ پلتفرمی دارد، رفتار خاصی با شما نخواهد داشت. میانبری وجود ندارد، فقط تعداد زیادی از مراحل کسل‌کننده وجود دارد و شاید کمی شانس.

و اگر بخشی از یک پلتفرم هستید که جای رشد(scale) دارد (یا امیدوار به ساخت آن هستید)، این لحظه‌ای عالی برای یادگیری از نظارت و سرپرستی قبلی است. وقتی در مورد افرادی صحبت می‌کنیم که بخش‌های افتخارآمیزی از فرهنگ ما را ساخته‌اند، تقریباً هرگز در مورد پلتفرم‌ها صحبت نمی‌کنیم. ما در مورد افرادی صحبت می‌کنیم که شهامت و ذوق و انرژی لازم را داشتند تا به دیگران برای کشف چیزهایی که تفاوت ایجاد می‌کنند یاری برسانند. همه‌ی این‌ها در حالی است که از شر عناصر بی‌فایده و ناکارآمد و بی‌کیفیت خلاص شویم.

ما نباید اینجا باشیم تا پلتفرم را تغذیه کنیم. پلتفرم است که باید در خدمت ما باشد.



.

Comments

Be the first to add a comment