حجت کلاشی: وسوسههای جمهوریخواهی وسوسههای ایجاد یک جمهوری نوبنیاد است
- «فرّ از جمشید به این دلیل گسست که دچار غرور گشت و دروغ گفت. شاه نگاهبان راستی یا قانون الهی آفرینش است؛ از این روی فرّ از او رفت و به مهر پیوست. مهر فرشته فروغ و پیمان است! دروغ بیفروغی و تاریکی میآورد هم در روان و هم در کشور.»
- «از دیدگاه آنها [مدافعان وحدت اسلام] وظیفهی حکومت مستقر در ایران، کمک برای ساخته شدن امت اسلام است. به این معنا که برای تاسیس امت اسلام، باید ملت ایران از بین برود. این نابودی ملت در برابر امت، سخنگویانی جدی در تاریخ معاصر داشته است. آل احمد هم چنین چیزی میگفت. در کنار این امت اسلام، جنبشهای چپ و کمونیستی هم ایران را یکی از شعب سوسیالیسم بینالملل در نظر میگرفتند و سیاست را امری در خدمت کارگران جهان و رسیدن به دیکتاتوری جهانی پرولتاریا میدانستند. در آن شکل هم ایران و ملت ایران باید هزینه رسیدن به دیکتاتوری پرولتاریا و اتحاد کارگران جهان را میپرداخت. این دو نحله که به دولت ایران و سیاست ملی حمله کردند، در عمل و به عنوان نیروهای در صحنه توانستند در ادغام با هم، در ایران به قدرت برسند.»
- «پدیداری ملت ایران روندی طبیعی داشته و نتیجه جریانی سیاسی یا ایدئولوژی ملی و پروژهای دولتی یا برآمده از نظام بینالملل جدید نیست. از این جهت پدیداری ملت ایران را نمیشود با تاریخ ناسیونالیسم در دنیای جدید و غرب فهمید و سنجید.
- «آیین شهریاری به ناسیونالیسم و ملیگرایی ارتباطی ندارد. چون مسئله ما هرگز «ملتسازی» نبوده است. اینکه برخی در بحث توسعه مدام از ناتمام ماندن پروژه ملتسازی صحبت میکنند یا آن را به دوره رضاشاه نسبت میدهند، از بیسوادیشان سرچشمه گرفته و هرگز در ایران مسئلهای به نام ملتسازی وجود نداشته. ملت ایران بطور طبیعی وجود داشته و دارد؛ ساختن ملتی که موجود است، محال است! اما اگر ملیگرایی را به معنای جنبش سیاسی مثلا در معنای دفاع از استقلال میهن و یا آنطور که در ادبیات مدرن به کار میرود، دفاع از حق حاکمیت ملی بدانیم، آنگاه به آیین شهریاری و ایده پادشاهی پیوندی مییابد.»
- «ما در تاریخمان پس از مشروطه دو جمهوری داشتهایم: اولین جمهوری، جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران بود که کمونیستها در شمال درست کردند. اغلبشان تروریست و کمونیست دوآتشه بودند. میرزا کوچکخان هم تا حدودی باهاشان همکاری کرد. حیدر برقی خرابکار قفقازی یا حیدرخان عمواوغلو از سردستههایشان بود. اگر پادشاهی به دادمان نرسیده بود حکومت لنین و استالین را میبایست تحمل میکردیم. دومی هم همین جمهوری اسلامی!»
- «خانمها و آقایان ایران را به کارگاه نظریات درهم و برهم و آشفته خودشان تبدیل کردهاند. یک روز به هفتاد ملت تقسیم میکنند تا بعد ببینند با چه چسبی میشود بهم پیوست و یک روز در توهم گاندی و ماندلا شدن و شور یک انقلاب جدید میسوزند... امروز در سودای یک انقلاب از جنس گاندی و ماندلا و این اواخر هم میخواهند زلینسکی بشوند.»
https://kayhan.london/1402/03/04/320459/
ابراز ندامت کن بعد بیا گوهخوری کن کلاش بیناموس.
اون پزشکپور سر دسته ی شما کثافتا بود که با پهلوی جنگید و اخرش موفق شد.
بعد اون دشمن پادشاهی و شما نوچه هاش پادشاهی خاه شدین؟😏 ای کیر.م تو قبر پدر ادم دو رو