👆 کوه یخی فرهنگ سازمانی سازمانها هم مانند افراد داراي شخصيتاند و ميتوان با صفات ويژهيي چون: خشكي، مهرباني، گرمي، نوآوري يا محتاط بودن مشخص كرد. فرهنگ سازماني، پديدهاي ملموس نيست و به راحتي قابل شناسايي نميشود، كوه يخي است كه تنها قلهي آن آشكار است و بخش عمدهي آن ناپيدا و پنهان است، ولي در حقيقت، نمايانگر شيوه زندگي واقعي اعضاي آن سازمان است. همه توافق دارند كه فرهنگ؛ كلي است كه از مجموع اجزاي آن بيشتر است، تاريخچه سازمان را منعكس ميكند، به مطالعه انسانشناسي مانند رسوم و نهادها مربوط ميشود، توسط افرادي كه يك سازمان را تشكيل دادهاند شكل ميگيرد، حركت آن كند و سخت است، تغيير آن به سختي صورت ميگيرد. تقريباً تمامي پژوهشگران از فرهنگ سازماني بهعنوان مجموعهاي از ارزشها، باورها، عقايد، فرضيات و هنجارهاي مشترك حاكم بر سازمان ياد ميكنند. در واقع فرهنگ سازماني همان چيزي است كه بهعنوان يك پديده درست به اعضاي تازه وارد آموزش داده ميشود و آن بيانگر بخش نانوشته و محسوس سازمان است. فرهنگ سازماني به كاركنان سازمان هويت سازماني ميبخشد. فرهنگ سازماني تعهد گروهي را آسان ميسازد. فرهنگ سازماني ثبات نظام اجتماعي را ترغيب ميكند. فرهنگ سازماني به شكل دادن رفتار كاركنان كمك ميكند. فرهنگ سازماني بر وظايف و نحوه عملكرد مديريت تأثير ميگذارد. سازمانهايي كه داراي فرهنگ قوي هستند، اعضاي سازمانها به ارزشها و مفروضات بنيادي سازمان وفادارند. سازمانهايي كه داراي فرهنگ ضعيف هستند، توافق كلي و احساس تعهد نسبت به سازمان در بين اعضاء پايين است. اگرچه سازمانها همگي داراي فرهنگ هستند ولي همه آنها بر كاركنان تأثير برابر ندارند. وجود فرهنگ قوي و مثبت است كه منجر به افزايش رضايت شغلي كاركنان مي شود. مطالعات كارشناسان و متخصصين نشان داده است، وجود فرهنگهاي قوي و مثبت در سازمانها براي دستيابي به تعالي و نوآوري يك ضرورت است، درحاليكه اگر فرهنگ سازماني پراكنده و متفرق شده و پيوستگي نداشته باشد، اين فرهنگ، يك فرهنگ ضعيف قلمداد ميشود و منجر به هرج و مرج در سازمان شده و عملكرد و بهرهوري سازمان دچار آسيب خواهد شد.