▪️ رقابت نفسگیر فالوده و قهوه؛ روایتی از کافههای فسا
🖋 محمدفرید مصلح| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
«مسلماً مردم برای نوشیدن یک فنجان قهوه به کافیشاپ نمیروند». علل پیدا و پنهان دیگری برای این تصمیم وجود دارد که شال و کلاه کنی و پس از طی مسیری کم یا زیاد، در کافهای بنشینی و تنها یا با دوستان، یک فنجان قهوه بنوشی. کافه برای تهرانیها جای غریبی نیست و با تاریخچهای دورودراز به خیابان خاطرهانگیز لالهزار متصل میشود. کافه در یکیدودهۀ گذشته نیز دوباره توانسته جایی در زندگی مردم پیدا کند و به فضایی برای دیدار و فراغت تبدیل شود. تغییرات فرهنگی و نیازهای اجتماعی نسل جدید قطعاً از مهمترین علل ترویج دوبارۀ کافهها بوده. اما در دهۀ ۹۰ش. فرهنگ کافهگردی و کافهنشینی به شهرستانها هم سرایت کرد و به نظر نگارنده نباید تأثیر سیمای ملی را نادیده گرفت که با پخش سریالهای طنز موفقی مثل برره و مهمتر، ساختمان پزشکان، موجودیت کافه را رسمیت بخشید. این روزها جوانها برای دورهمی یا فرار از محدودیتهای فضای عمومی به کافهها پناه آوردهاند و خانوادهها هم گاهی برای تنوع و دلخوشی به آنجا میروند. کافه این روزها یک فضای پذیرفتهشدۀ عمومی است که مورداستقبال بخشی از طبقۀ متوسط قرار گرفته است. اما تمام این صحبتها، با پیشفرض موقعیتِ تهران به میان میآید. در شهرستانی دور از پایتخت، کافه دقیقاً چه مختصاتی در زندگی روزمره دارد؟
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fm10-04-29http://koubeh.com/fm10@Koubeh