🎼 زنجیری
خواننده:
فرهاد مهراد
آهنگساز:
محمد اوشال
شعر
عباس صفاریجغد بارونخورده ای تو کوچه فریاد میزنه
زیر دیوار بلندی یه نفر جون میکنه
کی میدونه تو دل تاریک شب چی میگذره
پای بردههای شب اسیر زنجیر غم !
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده !
من اسیر سایههای شب شدم
شب اسیر تور سرد آسمون
پا به پای سایهها باید برم
همه شب به شهر تاریک جنون !
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده !
چراغ ستارهی من رو به خاموشی میره
بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره
تاریکی با پنجههای سردش از راه میرسه
توی خاک سرد قلبم بذر کینه میکاره
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده !
مرغ شومی پشت دیوار دلم
خودشو این ور و اون ور میزنه
تو رگای خستهی سرد تنم
ترس مردن داره پر پر میزنه !
دلام از تاریکیها خسته شده،
همهی درها به روم بسته شده
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing