در متن های کهن باستانی جغد را "هو مورو" می خواندند یعنی "پرنده دانا"؛ در کتابهای قصه نیز این پرنده عینک به چشم دارد و به بقیه حیوانات پند و اندرز می دهد؛ اما شومی جغد، بعد از ورود اعراب به ایران بر سر زبان ها افتاد؛ غذای این پرنده، سوسمار ، بزمجه، مار، مارمولک و موش بود، یعنی غذای اعراب را می خوردند؛ پس اعراب، آن را پرنده ای شوم می دانستند و می دانند. در کتاب اوستا از جغد با نام "اشوزشت" یاد شده یعنی: "فراری دهنده دیوها و پلیدی ها"