نوشتهاند که عنوان «حجة الإسلام¹» را نخستین بار بر امام محمّد غزّالی(۵۰۵-۶۵۰) اطلاق کردند و گویا این عنوان چنان بار معنایی وسیعی داشته است که جامعهٔ اسلامی، در آغاز، از پذیرفتن آن در حقّ شخصیّتی به عظمت غزالی، حتّی، استنکاف داشته است. این نکته از عبارتی که عبدالغافر فارسی در کتاب السّياق، شمارهٔ ۱۹۱، در زندگینامهٔ غزالی نوشته است آشکار میشود، آنجا که وی میگوید: «و كانت خاتمةُ أمرِه... مطالعة الصّحيحَين، للبخاریِّ و مسلمٍ، اللَّذَين هما حجّةُ الإسلام»؛ یعنی خاتمهٔ کار او آن بود که به مطالعهٔ کتابهای صحیح بخاری و صحیح مسلم پرداخت که آن دو حجة الاسلاماند.» و این نشان میدهد که عبدالغافر هم از کسانی بوده است که عنوان حجة الاسلام را برای غزالی بزرگ میدانسته است. ظاهراً عطّار هم در گفتن «عَلَىالحَق حجّةالإسلام او بود»، در مورد امام علی بن ابیطالب (عليه السلام)، مانند عبدالغافر فارسی، به این لقب برای غزالی اعتراض داشته است، در صورتی که غزالی در جامعهٔ اسلامی چنان مقامی داشته که بعضی عارفان، مانند ابوالحسن شاذلی، در خواب دیدهاند که رسول در برابر عيسى و موسی به غزالی مباهات کرده است... .
اسرارنامهٔ عطار نیشابوری، چاپ استاد شفیعی کدکنی، ص ۲۹۱ ..... ۱- به قول استاد مجتبی مینُوی: «در آن زمان القاب معنی داشت و وقتی که حجّة الإسلام میگفتند، معنی واقعی آن را اراده میکردند و همه میفهمیدند مقصود چیست، مثل عهد ما نبود که القاب لقلقهٔ لسان و لفظ فارغ از معنی باشد» (نقد حال، پاورقی صفحهٔ ۲۶۴-۲۶۵)/مجمع پریشانی